[ 1008 ]
فصل [ چهاردهم ] : در تصغّر الكبد
« 1 » بايد دانست كه در بعضى مردم به سببى از اسباب ، جگر [ ايشان ] خرد باشد ؛ چنانچه ممكن است كه به مقدار كليه بود ؛ پس هرگاه غذا بيشتر از معتاد خود شود ، به واسطهء صغر حجم جگر ، صفوت كيلوس در وى نگنجد و احداث سدد و آلام و تمدد و ثقل نمايد و بدان سبب قواى وى ضعيف شود و هضم مختل گردد . و باشد كه به ذرب و اختلاف انجامد .
و علامت اين مرض آن است كه گرانى و باد و سدّه و نفخ در جگر ، اكثر پديد آيد . و غذا اگرچه معتدل المقدار خورده شود ، گرانى آرد بر جگر . و ضعف بدن و كوتاهى انگشتان در اصل خلقت و باريكى رگها بر آن گواهى دهد .
علاج : هرچه قليل الحجم و كثير الغذا و سريع النفوذ باشد چون زردهء تخممرغ نيم پخت و گوشت مرغ و برّه و كبك تناول كنند . و غذا متفرق خورند چند كرت [ يعنى چند دفعه ] اندكاندك . و جهت محافظت ، از ادويه هرچه مدر و مسهل و منقّى جگر و ملطّف و محلّل بود به كار همى برند ؛ چون شربت بزورى و مآء الاصول و ايارج فيقرا .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Atrophy of liver.
معالجات واعظى :hepatic cirrhosis.