[ 1001 ]
فصل [ هشتم ] : در ورم الكبد
« 1 » اين ، چند قسم است :
قسم اول : در ورم دموى
علامت او ، تب است و تشنگى و ثقل و درد و حرقت در آن موضع و ذهاب شهوت [ طعام ] و ظهور ورم تحت شراسيف و زبان و روى سرخ بودن و سرفهء خشك بىنفث آمدن و فواق عارض گشتن . و فواق وقتى مىافتد كه ورم قوى و عظيم باشد به حدى كه فم معده را منضغط سازد . و اين علامت [ ها ] مشترك است به ورم مقعرى و محدّبى .
امّا نشان خاص ورم مقعر آن است كه قىء صفراوى و غشى و برد اطراف ظاهر شود . و شكم ، قبض باشد و اين بيشتر است و باشد كه قبض نباشد بلكه مستسهل بود . امّا بدانكه احتباس آنجا مىباشد كه بدن قوى بود و جذب غذا همىنمايد و ورم بدان بزرگى نبود كه مجارى غذا [ را ] بند سازد و كيلوس را از نفوذ باز دارد . و در اين هنگام به سبب شدت قبض مشابه مىشود ورم جگر به قولنج ؛ زيرا كه در اين حالت ، وجع به جانب قولون محسوس مىشود و قذف و تهوع رنج مىدهد ؛ ليكن آنجا كه قوت بدن ضعيف شود به حدى كه جذب غذا نتواند نمود و ورم از غايت عظم ، بند سازد مجارى را و كيلوس به سوى جگر نتواند آمد ، لازم است كه شكم مستسهل شود و هو ردىّ ؛ لأنّه يدلّ على شدة الورم و ضعف القوى ؛ لهذا قال « الشيخ » : « ورم الكبد إذا قارنه الإسهال فهو مهلك » « 2 » .
نشان خاص ورم محدب آن است كه سعال شديد و ضيق نفس و احتباس بول پيدا بود .
و ترقوه به اسفل كشيده شود . و ورم هلالى در جايگاه كبد پديد آيد .
هرگاه ورم شامل بود به محدب و مقعر ، كار مشكل باشد . و اعراض هر دو روى نمايد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Hepatitis ; inflammation of the liver.
( 2 ) . ترجمه : « اين حالت اسهال شكم ، خطرناك است زيرا دلالت بر شدت ورم و ناتوانى قوا مىكند و براى همين است كه ابن سينا گفته ورم كبد هرگاه با اسهال همراه شود كشنده است » . م .