[ 996 ] تنبيه : گاه باشد كه سدّه در خلل گوشت جگر باشد به واسطهء غلظت خون [ كه ] غذاى [ جگر مىشود ] و ضعف دافعه و شدت جاذبه . و گاه باشد كه سدّه در رگهاى جگر بود جهت ضيق آنها خلقة يا به اسباب ديگر كه ذكر يافته .
[ 997 ]
فصل [ چهارم ] : در سدّهء ماساريقا
علامت سدّهء ماساريقا آن است كه در معده و شكم و به جانبى كه جايگاه مقعر جگر است ، تمدد غاير و ثقل دريابد بيمار . و براز ، كيلوسى [ يعنى همان كشكاب هضم نيافته ] بود . و آثار سدّه كبد و آماس و ضعف معده هيچ نباشد و بدن بكاهد و ناتوان گردد ؛ لعدم وصول الغذاء اليه . پس اگر سدّه ناقص است ، ناتوانى به مرور ظهور نمايد و اگر سدّه كامل است ، به سرعت ضعف و نحافت پديد آيد .
علاج : هرچه براى سدّهء مقعر كبد مخصوص است ، در اينجا به كار برند مع مراعات مزاج . و در جمله لازم است كه نخستين مفتحات و مقطعات دهند پس مسهلات ؛ چه در سدّهء كبدى و چه در اينجا .