[ 1537 ] نوع پنجم : بثور القفا ؛ كه شبيه بثور الاصداغ در پس گردن است .
[ 1538 ] مقالهء چهل و دوم : در آبلهء فرنگ ؛ كه در كتب طبى قدماء ذكر نشده و از خون يا صفرا يا بلغم متعفن يا سودا پديد مىآيد .
[ 1539 ] فايده : تدبير آبلهء فرنگ كه مادهاش مركب باشد و اهميت فصد در همهء انواع اين مرض .
[ 1540 ] مقالهء چهل و سوم : در حصبه ، جدرى و حميقا .
[ 1541 ] تعريف حميقا ؛ كه حباب سپيد بزرگ پراكنده و اندك است .
[ 1542 ] تعريف حصبه ؛ كه بثور سرخ پراكنده است كه ابتدا خفى الحجم است و بعدش دانه ظهور مىكند و نه مىپزد و نه چرك مىكند بلكه پوسته مىافكند .
[ 1543 ] تعريف جدرى ؛ كه بثور درشتى است كه ابتدا سرخ و هنگام نضج سفيد شده و زود چرك كرده و اى بسا دو پوسته باشد يا از آن خون تراود .
[ 1544 ] تدابير پزانيدن ، خشكانيدن ، دور كردن سر خشكريشه و زايل كردن اثر آبله .
[ 1545 ] فايده : طريق سفيد كردن مرداسنگ .
[ 1546 ] فصل دوم : در امراض متعلق به رنگ پوست ( درمانهاى آرايشى ) .
[ 1547 ] مقالهء اول : در برص ابيض ( پيسى ) ؛ كه سفيدى غليظ در قسمتى يا تمام پوست بدن است .
[ 1548 ] فرق در برص ابيض و بهق ابيض .
[ 1549 ] فايده : برص اندك را با داغ مىتوان درمان قطعى نمود .
[ 1550 ] فايده : تدبير برصى كه احيانا در محل حجامت يا داغ مىافتد .
[ 1551 ] مقالهء دوم : در بهق ابيض ؛ كه سفيدى رقيق بر ظاهر پوست است .
[ 1552 ] مقالهء سوم : در بهق اسود و برص اسود ( قوباى مقشّر ) ؛ كه پوست در آنها چون سبوس جدا مىشود .
[ 1553 ] مقالهء چهارم : در كلف ، نمش و برش ؛ كه نقاط ريز سياه يا سرخ ريز يا پهن در پوست را مىنامند .
[ 1554 ] فايده : كلف ، گاهى يا از بخارات خون سوخته از معده است و گاهى از تباهى خون در همان خود پوست در اثر امتزاج آن با سودا است .
[ 1555 ] انتباه : بعد از زوال كلف ، برش و نمش ، بايد قابضات بر پوست طلاء كنند تا اين امراض برنگردند .
[ 1556 ] فايده : اطليهء جلادهندهء امراض پوستى اگر سوزش آرند ، بايد روغن گل بمالند .
[ 1557 ] مقالهء پنجم : در خيلان ؛ كه همان خالهاى پوستى است .
[ 1558 ] مقالهء ششم : در خضرت ؛ كه سبز شدن پوست در اثر خونمردگى در زير پوست است به سبب ضربه يا جراحت .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 84
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٨٤