[ 1498 ] مقالهء نوزدهم : در سلعه ؛ كه ورم سفتى است كه به گوشت نچسبيده و در زير پوست قابل جابهجا كردن است و اقسامى چون شحميه ، عسليه ، آرد هاليه و شيرازيه دارد .
[ 1499 ] مقالهء بيستم : در غدد و عقد ؛ كه اجسام سفت و گردى هستند معمولا از بلغم و گاهى از سودايند .
[ 1500 ] غدد و عقد حاصل از تفرق اتصالات .
[ 1501 ] مقالهء بيست و يكم : در فوجشلا ؛ اورام غير طاعونى در اعضاى غددى است .
[ 1502 ] مقالهء بيست و دوم : در خنازير ؛ كه شبيه سلعه است ولى قابل جابهجا كردن نيست .
[ 1503 ] ذكر ادويه محلّله مفجره و منضجه جهت خنازير .
[ 1504 ] دو نوع ديگر از خنازير كه يكى زود زخمى مىشود و ديگرى سرطانى است .
[ 1505 ] مقالهء بيست و سوم : در سقيدروس ؛ كه ورم سفت است و مادهاش يا سودا است يا بلغم و يا مركب از هر دو .
[ 1506 ] مقالهء بيست و چهارم : در سرطان ؛ كه ورم سوداوى حاصل از احتراق صفرا يا بلغم مركب با كمى صفرا است .
[ 1507 ] انتباه : سرطان ، بىدرمان است و تلاشهاى درمانى آن هم فقط جهت برخى اغراض چون جلوگيرى از پيشروى يا زخمى شدن آن و يا بهبود بخشيدن به زخم آن است .
[ 1508 ] مقالهء بيست و پنجم : در عرق مدنى ( رشته ) ؛ كه رشتهيى باريك است كه از درون بثره برمىآيد و از مادهء رديه چون خون گرم سوداوى يا بلغم سوخته است .
[ 1509 ] فايده : ادويهيى كه بالخاصيت مانع تولد رشته است .
[ 1510 ] مقالهء بيست و ششم : در جذام ؛ كه مزاج و شكل اعضاء را فاسد مىكند و از خلط سوداوى طبيعى يا سوداوى سوختهء حاصل از احتراق صفرا حاصل مىشود .
[ 1511 ] مقالهء بيست و هفتم : در سعفه ؛ كه زخم سر و چهره است . و اگر زرداب از آن برآيد ، « سفعهء رطب » و « شيرپنجه » و گرنه « سعفه خشك » نامند .
[ 1512 ] نوعى از سعفهء رطب كه « شهدى » نام دارد و سوراخدار و با چرك است .
[ 1513 ] نوعى از سعفهء رطب كه « رؤوس الابره » نام دارد و در بيخ موهاست .
[ 1514 ] سه نوعى ديگر از سعفه بنامهاى « عجز » ، « تينى » و « مشابه سر پستان » .
[ 1515 ] نوعى از سعفه بنام « سعفهء حمراء » .
[ 1516 ] مقالهء بيست و هشتم : در جرب ( گرى ) ؛ كه بثور خرد و سرخ با خارش شديد است .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 82
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٨٢