[ 1157 ] فصل دوم : اندر هزال كليه ؛ يعنى لاغرى كليه كه از سوء مزاج كليه يا كثرت استفراغات است .
[ 1158 ] فصل سوم : در ضعف كليه ؛ كه از سوء مزاج كليه يا لاغرى آن يا اتساع مجارى كليه در اثر كثرت صرف مدرّات يا استفراغات مفرط يا ضربه و سقطه است .
[ 1159 ] فصل چهارم : در ريح الكليه ؛ كه بادى غليظ در نواحى كليه است كه درد تمددى در كليه و پشت ايجاد مىكند .
[ 1160 ] فصل پنجم : در ورم الكليه .
[ 1161 ] انتباه : اشاره به تشابه درد كليه و قولنج .
[ 1162 ] فصل ششم : در قروح كليه ؛ يعنى زخمهاى چركين آن .
[ 1163 ] فرق قرحهء كليه و مثانه .
[ 1164 ] تبصره : وجوه ديرعلاجى اين قرحه .
[ 1165 ] فصل ششم : در جرب الكليه يعنى بثور ريزى در كليه ايجاد شود كه در اثر تيزى مادهاش خارش آرد .
[ 1166 ] فصل هشتم : در ذيابيطس ؛ يعنى هرچه آب بخورد ، از راه ادرار بيرون رود البته نه بدون اراده كه آن را « سلسل البول » نامند .
[ 1167 ] فصل نهم : در سنگ و سنگريزهء كليه ؛ كه از تحجر رطوبت خام لزج ايجاد مىشوند و غالبا موروثى است .
[ 1168 ] فرق سنگ كليه و سنگريزهء كليه .
[ 1169 ] فايده : مانعات تولد سنگ .
[ 1170 ] باب هيجدهم : در امراض مخصوص مثانه و امراض مشترك بين مثانه و كليه .
[ 1171 ] تشريح مثانه .
[ 1172 ] فصل اول : در اورام مثانه ؛ كه گرم يا بلغمى يا صلب مىباشد .
[ 1173 ] فايده : درمان حبس بول كه در اثر ورم مثانه مىافتد .
[ 1174 ] فصل دوم : در قروح مثانه ؛ يعنى زخمهاى چركين مثانه ؛ كه از خلط تيز يا سنگريزه يا پارگى ورم مثانه است .
[ 1175 ] نكته : دردناكى قروح مثانه به سبب پرعصب بودن آن .
[ 1176 ] فصل سوم : در جرب مثانه ؛ كه تعريف و اسباب آن در جرب كليه گفته شد .
[ 1177 ] فصل چهارم : در جمود و بستن خون در مثانه ؛ كه در اثر بيمارى يا ضربه بر مثانه پديد مىآيد .
[ 1178 ] فصل پنجم : در وجع المثانه ؛ يعنى درد مثانه كه از ورم يا زخم يا جرب يا سنگ يا باد يا سوء مزاج گرم يا سرد مثانه مىافتد .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 67
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٦٧