[ 1116 ] هفتم : ورم رودهها درد آرند .
[ 1117 ] هشتم : كرمهاى بزرگ روده ، درد آرند .
[ 1118 ] نهم : شرب ادويهء مسهله درد آرد .
[ 1119 ] فصل ششم : در نفخ و قراقر امعاء ؛ كه يا از اكل اغذيهء نفّاخ يا پرخورى يا اكل اغذيهء ردىّ الكيفيت اتفاق مىافتد و يا از ضعف و برودت امعاء .
[ 1120 ] فصل هفتم : در قولنج ؛ كه دشوارى اجابت طبع را گويند و بهحسب سبب بر چند قسم است .
[ 1121 ] اول : قولنج بلغمى ؛ يعنى از اختلاط بلغم غليظ زجاجى با مدفوع و بسته شدن آن در اعور و قولون ، قولنج ايجاد شود .
[ 1122 ] تا از شياف و حقنه اين مرض درمان مىشود ، نبايد به مسهل مشروب ، ضماد ، كماد و . . . دست زد .
[ 1123 ] تنبيه : فرق بين درد قولنج و درد بيماريهايى كه با آن در درد مشابه هستند ؛ مثل مغص ، درد كليه ، رحم ، كبد ، معده ، طحال و درد حاصل از كرمهاى امعاء .
[ 1124 ] فايده : كثرت امكان انتقال قولنج به امراضى چون فالج ، درد مفاصل ، درد پشت ، بواسير ، ماليخوليا ، صرع و استسقاء .
[ 1125 ] دوم : قولنج ريحى ؛ يعنى از بسته شدن باد غليظ در طبقات رودهها و ايجاد تمدد و ضيق در مجرى ، قولنج ايجاد شود .
[ 1126 ] قولنج ريحى سوداوى .
[ 1127 ] سوم : قولنج ورمى ؛ يعنى يكى از اورام دموى ، صفراوى ، بلغمى يا سوداوى در امعاء افتد و قولنج آرند .
[ 1128 ] چهارم : قولنج التوايى و فتقى ؛ يعنى از پيچ افتادن رودهها قولنج افتد .
[ 1129 ] بحث از انواع پيچ كه ممكن است در رودهها افتد .
[ 1130 ] تنبيه : بحث از روش استفاده از سيماب در قولنج التوايى و قوانين استعمال آن در هر نوع مرض ديگر .
[ 1131 ] فايده : قولنج التوايى ، اى بسا از فتق و قرو افتد .
[ 1132 ] پنجم : در قولنج ثفلى ؛ يعنى قولنج حادث از احتباس ثفل در روده ؛ كه داراى نه سبب است :
[ 1133 ] خشكى ذاتى طعام ، قلت غذا و عدم اهتمام به دفع آن توسط قوهء دافعه ، تحجّر ثفل از حرارت و يبوست روده ، خروج آب زياد از بدن ، تحليل زياد بدن ، تباهى حس دفع امعاء در اثر شرب مخدّرات يا سوء مزاج بارد مفرط امعاء ، سدّهء منفذ بين زهره و امعاء ، تولد كرم در امعاء ، ضعف قولون در دفع فضله .
[ 1134 ] ششم : در قولنج صفراوى ؛ يعنى قولنج حادث از اجتماع صفرا در جوف رودهها .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 65
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٦٥