[ 909 ] فصل دوازدهم : در دبيلة المعده ؛ يعنى محلى در درون عضو ايجاد شود كه ماده در آن جمع شود و تبديل به چرك شود .
[ 910 ] فايده : اگر خون يا ريم در اين مرض برآيد ، غالبا مرگآور است .
[ 911 ] فصل سيزدهم : در قروح و بثور معده .
[ 912 ] فرق قرحهء معده و امعاء و فم معده .
[ 913 ] فصل چهاردهم : در نفخه ؛ يعنى دم كردن معده و شكم كه از سه سبب است .
[ 914 ] اول : سوء مزاج سادهء بارد در معده افتد و در نتيجه حرارت غريزى ضعيف شود و نضج طعام كامل نشود و در نهايت باعث توليد بخار شود .
[ 915 ] دوم : غذايى زياد يا پررطوبت يا نفّاخ ذاتى خورده شود .
[ 916 ] سوم : اخلاط رديهء معده نفخ آورند .
[ 917 ] فصل پانزدهم : در جشاء ؛ يعنى آروغ و تقسيم آن به طبيعى و غير طبيعى .
[ 918 ] فصل شانزدهم : در تثاؤب ؛ يعنى دهندره و فازه .
[ 919 ] فصل هفدهم : در تمطّى ؛ يعنى خميازه .
[ 920 ] فايده : ذكر ادويهء مفيد جهت دفع ريح و نفخ معده .
[ 921 ] فصل هيجدهم : در قىء و غثيان و تهوع و تقلب النفس كه بهحسب سبب بر نه قسم است .
[ 922 ] تعريفى اين چهار واژه و فرق آنها
[ 923 ] سبب كلى اين حالات
[ 924 ] اول : تولد صفرا در معده باعث اين حالات شود .
[ 925 ] دوم : تولد بلغم در معده سبب اين حالات شود .
[ 926 ] فايده : مادهء بلغم تا در طبقات معده فرونرفته بايد زود زايل شود و گرنه بدون ادويهء قويه زايل نشود .
[ 927 ] سوم : تولد سودا در معده سبب اين حالات شود .
[ 928 ] چهارم : اخلاط مذكوره از اعضاى مجاور بر معده ريزند .
[ 929 ] فايده : قبل از تنقيهء عضو بيمار مشارك در اين قسم ، نبايد دست به تقويت معده زد .
[ 930 ] پنجم : ماده از تمام بدن منعصر شود و بر معده ريزد .
[ 931 ] ششم : فساد غذا باعث اين حالات شود .
[ 932 ] هفتم : سوء مزاج و ضعف در معده افتد .
[ 933 ] هشتم : ماده بر سبيل بحران در معده ريزد .
[ 934 ] نهم : كرم معده باعث اين حالات شود .
[ 935 ] فصل نوزدهم : در قىء الدم ؛ كه چندگونه است .
[ 936 ] اول : شكاف رگى در مرى يا معده .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 57
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٥٧