[ 866 ] فايده : به همين سبب ششم است كه در ايام سرما خرس و بعضى حيوانات مدت زيادى غذا نمىخورند .
[ 867 ] هفتم : از انسداد مسامّ و در نتيجه تحليل كمتر و سپس نياز كمتر به غذا .
[ 868 ] هشتم : از ضعف جگر يا سدّهء آن يا سدّهء ماساريقا و در نتيجه امتلاى معده .
[ 869 ] نهم : از سدّهء منفذ ما بين سپرز و فم معده و در نتيجه ترشح نشدن سودا در بر انگيختن اشتهاء .
[ 870 ] دهم : بطلان حس فم معده در تأثر از ريزش سودا به سبب آفت در عصب آنكه زوج ششم اعصاب دماغى است .
[ 871 ] تنبيه سبب دير علاج بودن نوع دهم به سبب عدم امكان تنقيهء عصب خاص .
[ 872 ] يازدهم : ساير اسباب متفرقهء مضعف اشتهاء ؛ چون كمخونى ، هموغم زياد ، تصاعد كرم روده به فم معده و تنفر طبيعت از آن غذا .
[ 873 ] انتباه : ايجاد اشتهاء با خوردن غذا ، يا به سبب انتباه قوت است و يا به سبب خاصيت ويژه آن غذا در اسقاط اشتهاء .
[ 874 ] نوعى از كماشتهايى هست كه تا غذا نباشد اشتهاء هست اما با آمدن غذا اشتهاء مىرود ! .
[ 875 ] فايده : ادويهء اشتهاآور .
[ 876 ] فايده : ادويهء اشتهاءزدا .
[ 877 ] فصل ششم : در فساد شهوت كه مسمى به وحم است ؛ يعنى اشتهاى اشياى نامطبوع ؛ كه از اجتماع خلط رديه در معده است و طبيعت آرزوى دفع آن را مىكند ؛ نه اينكه آرزوى مجانس كه طعام نامطبوع باشد كند ؛ چنانچه برخى پنداشتهاند .
[ 878 ] سبب حدوث اين مرض در زنان حامله .
[ 879 ] فايده : ادويهء موثر در دفع اشتهاى فاسد ؛ خصوصا بر گل .
[ 880 ] فصل هفتم : در جوع الكلب ؛ يعنى هرچه بخورد سير نشود و بر سر سفره دعوا كند . كه بر حسب سبب پنج قسم است .
[ 881 ] اول : سوء مزاج بارد مكثف غير مفرط در فم معده افتد ؛ در نتيجه گويا هميشه سودا بر آن مىريزد و اشتهاء را تحريك مىكند .
[ 882 ] فايده : اين سوء مزاج اگر مفرط باشد يا در كل معده باشد ، ابطال اشتهاء مىكند .
[ 883 ] دوم : سوداى زيادى از سپرز بر فم معده ريزد .
[ 884 ] سوم : سوء مزاج گرم در معده و تمام اندام افتد .
[ 885 ] فايده : اى بسا اشتهاى زياد به سبب تخلخل بدن و در نتيجه تحليل زياد و يا به سبب كثرت استفراغ باشد و از همين است اشتهاى زياد بيماران بهبود يافته
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 55
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٥٥