[ 46 ]
قسم هفتم : در صداع عرضى « 1 »
كه تابع حمّيات است .
علامتش آنست كه چون تب آيد ، صداع عارض شود و چون تب زايل شود ، آن نيز زوال پذيرد .
علاج اين : علاج تب است و عند الشدّه ، بهحسب سبب در تسكين كوشند بدانچه ذكر يافت .
[ 47 ]
قسم هشتم : در صداع ورمى
علاج : بدان كه آنچه از متورم شدن دماغ و اغشيه داخلى عارض شود ، آن را سرسام گويند و اين ، در فصل علىحده گفته خواهد شد و آنچه از ورم غشاء مجلّل قحف و پوست سر واقع شود ، علاجش زوال سبب است چنانچه بارها ذكر يافته و خواهد يافت .
[ 48 ] قسم نهم : در صداع جماعى « 2 »
يعنى صداعى كه عقب جماع عارض شود . و اين ، بر سه نوع است :
يكى ، آنكه از كثرت استفراغ منى لاحق گردد . و استفراغ منى ، بدترين استفراغ است و قوىتر است از استفراغ ديگر رطوبات . و اين نوع ، صنفى است از يبسى كه مسّمى است به خفّه . و علامتش تقدم افراط جماع است ؛ خاصه اگر بدن لاغر و نحيف بود ؛ زيرا كه مضرت جماع در تن آسوده كمتر پديد آيد .
علاج اين نوع به همان است كه در يبسى گفته شد . و ايضا با آب شيرين اندك گرم غسل كردن ، و روغن بنفشه در بينى كشيدن و شير گاو نوشيدن ، مفيد است .
دوم ، آنكه از ارتفاع بخارات عارض شود ؛ زيرا كه حركات جماع ، مهيّج بخارات است . و علامتش امتلاء بدن است و ساير علامات غلبهء اخلاط .
علاج : تنقيهء بدن كنند بهحسب خلط . و پس از آن ، تقويت سر كند تا قبول بخارات نكند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Symptornatic headache( 2 ) . قاموس القانون :. Copulative headache