آنچه از يدين بود ، بهر تنقيهء بدن ، « حبّ اصطمخيقون » دهند . و بهر تنقيهء نفس عضو ، هرجائى كه مبداء حركت بخار باشد [ را ] حجامت نمايند . و هنگام هيجان صداع ، بازو بربندند .
آنچه از ديگر اعضا بود ، علاج هريك ، تقويت و تنقيهء آن عضو است ؛ چنانچه در جايگاه خويش ضبط يافته و اين بحث در صرع شركى نيز ذكر يافته است مع فوايد زايد
[ 42 ]
قسم چهارم : در صداع ضعف دماغى « 1 »
علامتش كدورت حواس است و ظهور آفت در افعال دماغى و حركات ارادى و در اين قسم ، ادنى سبب چون تصاعد ابخره [ در ] نزديك هضم غذا و استماع اصوات و شميدن روايحات غير قويه ، موجب صداع مىگردد . و افعال دماغى ، فكر است و تخيّل و تذكّر .
علاج : بهر تقويت دماغ ، ماكيان و تيهو با نخود پخته و به زعفران و گلاب و دارچينى خوشبو ساخته [ و ] تناول كنند . و قرنفل و گلاب طلا سازند . و روغن گل مالند . و سيب و عنبر و زعفران و گلاب ببويند . و اگر سوء مزاج ساذج نيز يار [ يعنى همراه ] باشد ، تبديل مزاج كنند بدانچه به بالا مفصل ذكر يافته . و اگر سوء مزاج مادى مع الضّعف مركب بود ، تنقيه را بر تقويت مقدم دارند .
[ 43 ]
قسم پنجم : در صداع قوت حس دماغى « 2 »
علامتش سرعت انفعال است از ادنى سبب كه محسوس شود با وجود ذكاء حس و سلامت افعال دماغى . و در اين قسم ، به جهت پاك بودن دماغ از فضول ، رمص و وسخ و مخاط و مانند آن هيچ نباشد .
علاج : در مكدّر ساختن حس كوشند . و آن ، چنان باشد كه اكارع و رؤوس يا « 3 » شعير پخته تناول كنند . و هريسه - خصوصا از گوشت گاو - به غايت مفيد است ؛ امّا اگر هاضمه ضعيف باشد بر خوردن بقول بارده - چون برگ كاهو و خرفه و گشنيز تر قناعت ورزند . و گاه باشد كه از اين تدابير ، مقصود حاصل نشود و به استعمال مخدّرات حاجت
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Anaemic headache( 2 ) . قاموس القانون :. Allergic headache( 3 ) . در نسخهيى « با » نوشته شده است . م .