[ 26 ] علامت صداع سوداوى
« 1 » : ثقل سر است و خشكى آن و كمودت و تيرگى رنگ و بىخوابى و دقت [ زياد ] و بطوء نبض و رقت و بياض بول . و اين ، تا آنگاه است كه ماده [ يعنى سودا ] ، خام باشد ؛ زيرا كه بعد از نضج تامّ ، بول سياه و غليظ القوام مىشود . و جفاف تمام بدن نيز از علامت اين قسم است اگر سودا در بدن منتشر باشد .
بايد دانست كه : ثقل سر در صداع سوداوى نسبت به بلغمى كمتر مىباشد .
علاج : بهر نضج ماده ، طبيخ بسفايج است و اسطوخودوس و زبيب و گاو زبان و بادرنجبويه و آلو و افتيمون به ترنجبين آميخته [ و ] دهند .
[ 27 ] [ فايده ] : « لا يخفى عليك انّ السّوداء بطىء النّضج من ساير الأخلاط زمانا » « 2 » . و بعضى نضج صفرا [ را ] تا سه روز ، و نضج بلغم [ را ] تا ده روز ، و نضج سودا [ را ] تا پانزده روز مقرر كردهاند ؛ ليكن در همه حال و به جميع محالّ ، راست نيايد ؛ كما هو ظاهر .
بههرحال ، هرگاه ماده پخته شود و ظهور آن از سياهى و غليظى بول پديد آيد ، تنقيه به ايارجات و « مطبوخ افتيمون » كنند . و با اين ، بگيرند [ اين ] حبّ [ را ] : افتيمون ، بسفايج ، غاريقون ، اسطوخودوس و ايارج و تربد ، در آب باديان حبّ سازند و بهقدر احتياج دهند .
پس از تنقيهء تامّ ، بهر تبديل مزاج ، بابونه و اكليل الملك و مرزنجوش با روغن گل ياسمين آميخته [ و ] ضماد نمايند . و طبيخ بابونه و اكليل و صعتر و شيح و گاو زبان و برگ چغندر و نخالهء گندم بر سر ريزند . و نرگس و عنبر و مشك و مانند آن بويند . و روغنهاى گرم [ و ] تر - چون روغن بابونه و سوسن و نرگس و مرزنجوش يا روغنهاى سرد چون روغن بنفشه و نيلوفر مركب ساخته [ و ] بمالند . [ و ] اگر سوداى طبيعى باشد ، بهر تبديل ، هرچه قليل الحرارت بود و ميل [ به ] برودت داشته باشد به كار برند . و اگر سوداى احتراقى باشد ، دست از تسخين كوتاه دارند و به بارد رطب متوجه باشند .
[ 28 ] بيان اغذيهء [ مفيده ] : بيض نيمبرشت ، ماكيان ، تيهوج و درّاج كه همراه نخود پخته باشند ، موافق است . و پس از اكل غذا چون يك ساعت بگذرد ، جوارشات معتدل و مفرّح خورند . بهر تجويد هضم بعد از خوردن طعام اضطجاع [ يعنى خوابيدن ] بر پهلوى چپ
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :. Melanic headache( 2 ) . ترجمه : « مخفى نماند كه سوداء نسبت به ساير اخلاط بطىء النضج است و زمان بيشترى نياز دارد » . م .