- صورت پذير مىگردد .
غاليه ، از مخترعات « جالينوس » است كه به جهت ملكهء يونان ترتيب داده و اطياب ، اقسام است :
قسمى :
منحصر در عرقهاست مثل عرق قنّه و بهار و صندل و امثال آن .
قسمى :
غاليه است كه ادويهء عطريه و مقويه اعضا را با روغن بان بجوشانند و به مشك و عنبر تقويت نمايند .
قسمى :
ذرورات عطريه است ؛ مثل عبير و امثال آن .
قسمى :
ادهان است ؛ مثل روغن و گلاب و صندل و امثال آن .
هر يك از عرقها و ادهان در قسم اوّل دستورات مذكور است . و بعضى غاليه را منحصر در ساداوران و حجر الرخام و روغن بان دانستهاند و ظاهر آن است كه اقسام باشد و آنچه در ادويهء مفرده بيان خواص آن نموده است ، مخصوص ساداوران و ادويهء مذكوره مىباشد .
[ 884 ]
غاليهء :
منسوب « بخاشعه » ، از تراكيب زينة العروس ، جهت تقويت بدن و خوشبو كردن آن و تحليل اورام و اكثر امراض رحم و تفتيح سدّهء دماغ و صداع بارد و نزلات و حمول او جهت تقويت رحم و سيلان و نفخ آن ؛ نافع است : قرنفل ، دارچينى و گل سرخ ، از هر يك يك جزء ؛ سنبل الطيب ، بسباسه و عود ، از هر يك نيم جزء ، و ناخن پريان ، يك جزء و نيم ، از حرير بيخته ، با ده وزنِ ادويه گلاب سه روز خيسانيده ، آب مورد را بجوشانند تا به ربع رسد و از آن يك وزن ادويه اضافهء گلاب كرده ، مجموع را به آتش بسيار نرم بجوشانند تا به ربع رسد ، پس صاف نموده ، به وزن آن روغن بان و عشر وزن آن زياد مخلوط كرده ، در شيشه ريخته ، يك هفته در سرگين تازهء اسب دفن كنند تا غليظ گردد . و اگر به غلظت عسل نرسيده باشد ، زياده دفن نمايند و بعد از آن به ازاء هر يك درهم او يك حبّه از مشك و يك حبّه عنبر حل نموده و اضافه نمايند .
[ 885 ]
غاليهء ديگر :
كه از اسرار مخزونه است و در ذخاير خلفا يافت شده ؛ چه از آن آثار عجيبه مشاهده نمودهاند ؛ از آن جمله آنكه چون مسوح و مواقعه نمايند ، به غيرى رغبت نگردد و بىقرارش گردد و در هيجان شهوت طرفين و لذت جانبين به حدى كه عقل بر نيايد و جهت فالج و لقوه و خدر و دوار و درد مفاصل و كمر و جميع امراض رحم ، نافع