جزء ، مجموع را مخلوط نموده ، به وزن در آورند و به ازاى هر رطلى - كه نود مثقال باشد - راسخت و زاج سياه ، هر يك پنج ؛ ملح اندرانى ، دو ؛ پوست گردكانِ تازه ، ده ، نرم سائيده ، اضافه نمايند و يك ماه در آفتاب بگذارند و به پشم سفيد آلوده و امتحان رنگ او كنند و آن گاه سر را با خطمى شسته ، با پر مرغ يا مسواكى بمالند ؛ چه انگشت را سياه مىكند و قدرى از او را بجوشانند تا غليظ گردد و حبها بسازند و در وقت احتياج با آب حل نموده ، با پر مرغ بر منبت موى طلا كنند .
[ 819 ]
خضاب ديگر :
ايضا از حاوى كبير كه تا يك ماه اثر را باقى دانستهاند : برگ سدر ، مازو ، آمله ، خبث الحديد ، وسمه ، دانهء خرماى سوخته ، زاج سياه ، پوست انار ، راسخت ، نوشادر و هليلهء سياه ، از هر يك پنج مثقال ، در يك رطل سركه و مثل او روغن زيتون بجوشانند تا سركه سوخته و روغن بمالند و روغن نيز قريب به نصف رسد ، پس صاف نموده ، استعمال نمايند و غير صاف نيز مؤثر است .
[ 820 ]
خضاب ديگر :
ايضا منقول از حاوى كبير و متفق عليه مجربان است : هليلهء سياه ، خبث الحديد ، آمله ، زاج زرد و مازو ، بالسوية ، يك ماه در سركه خيسانيده ، پس جوشانند تا غليظ گردد و حبّها ساخته ، با آب استعمال نمايند .
[ 821 ]
خضاب ديگر :
منقول از محمد بن زكريا كه تصريح نموده كه در غايت قوت است ؛ حتّى اينكه هرگاه در حمام خصيه را در آن گذارند و سركه در دهن بدارند كه دندان را سياه نكند باعث تسويدى موى سر و لحيه مىگردد و تا ده سال اثرش باقى دانستهاند :
خون بزغاله سياه كه كمتر از يك ماهه باشد و بر روى كاه ذبح كرده ، گذارند تا منعقد گردد و از كاه بيرون كنند و ده مثقال او را با پنج مثقال راسخت و پنج مثقال زاج سياه و دو مثقال ملح اندرانى نرم سائيده ، از حرير بيخته ، با خون مخلوط كرده ، در شيشه كنند و شيشه را تا گلو در سركهء كهنه تا چهل روز بگذارند و اگر زودتر خواهند ، تا سه روز در سرگين اسب تازه بايد گذاشت .
[ 822 ]
خضاب ديگر :
منقول از « ابن هبل » و به تجربه رسيده است : مرداسنگ و آهك را با شش وزن آن آب خيسانيده و سه روز در آفتاب بگذارند و به پشم سفيد امتحان كنند ؛ هرگاه سياه نكند صاف نموده ، بار ديگر مذكور آن را به قدر سدس اضافه كنند تا به امتحان رسد ، پس صاف نموده ، دو جزء حنا و يك جزء وسمه را به او خمير كرده ، قدرى