خرگوش ، دو . و حمول زهره خرگوش از مجربات است .
[ 805 ]
فرزجهء ديگر :
كه در قطع سيلان خون قوىتر است : برگ مورد ، مازوى سوخته ، سرمه و نشاسته ، از هر يك پنج ؛ زاج سوخته و گل ارمنى ، از هر يك سه ؛ صمغ عربى ، دو ، به دستور سابق استعمال نمايند و در حين استعمال اگر هر روز نقل ثفل لك را كه زرگران زمور گويند ، هفت ، سائيده ، با زردهء تخم نيم پخت تناول نمايند ، تخلف نمىكند و مكرر تجربه شده است . و خوردن زيرهء بو داده و بو نداده ، بالسوية با آب برنجِ مطبوخِ مهرا از جمله مجربات است .
[ 806 ]
فرزجه كه چون زن حمول كند هرگز حامله نشود و اگر حامله باشد ساقط شود
و از مجربات مكتومه است : تخم يونجهء صحرائى ، سرگين فيل ، خردل سرخ ، دانهء زعرور را بالسوية نرم سائيده ، با ميعهء سائله سرشته ، با لته حمول كنند .
[ 807 ]
فرزجه كه در اخراج جنين و مشيمه قوى الاثر است
و قاتل جنين و مدرّ حيض است :
اشنان ، عرطنيثا ، قطران ، شحم حنظل ، اشق ، قثاء الحمار ، خربق سياه ، مويزج ، نوشادر ، زراوند ، تخم مازريون ، روغن بيدانجير ، زهرهء گاو ، جاوشير ، سگبينج و مرّصاف ، مفردةً و مجموعةً ، كلًا او بعضاً استعمال نمايند .
[ 808 ]
فرزجه كه حبس حيض نمايد
و آزموده است و در تقويت رحم بىعديل است :
موميائى ، يك ؛ صمغ عربى ، يك ؛ گل ارمنى ، يك و دمالاخوين ، چهار .
[ 809 ]
فرزجه جهت ورم حارّ رحم :
خشخاش سفيد كوبيده را در شير پخته ، با گل سرخ و اندك زعفران و موم فرزجه نمايند . به دستور مرهم داخليون را با روغن گل حل كرده ، با آب بارتنگ يا به شير دختر ممزوج نمود ، استعمال نمايند .
[ 810 ]
فرزجه جهت رفع حكّه و اختلاج فرج و رحم ،
از مجربات است : نعناع خشك ، ناردين ، گل نسرين خشك ، گل نيلوفر ، برگ سرو ، برگ سدر و لاجورد ، بالسوية با روغن زيتون سرشته ، يك مثقال را فرزجه كنند و يك مثقال را با آب بابونهء مطبوخ بر ناف ضماد نمايند و از آب و شراب و مدرّات احتراز نمايند تا دوا در معده مكث نمايد و در حينى كه حيض جارى باشد بايد به اين دوا عمل ننمود .
[ 811 ]
فرزجه كه اعادهء بكارت نمايد
و از اسرار مكتومه است : استخوان خروس سياه با چوب تاك سوزانيده و با عكره سرشته ، استعمال نمايند .