تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اضافه كنند . [ 339 ]

نوعى ديگر :

منقول از كامل و قانون : شكر ، يك جزء ؛ آب باران ، دو جزء و گلاب ، سه جزء به قوام آورند . [ 340 ]

شربت به ليمو :

جهت تقويت هاضمه و تسكين تشنگى و معده و جگر حارّ ، نافع است : آب به شيرين ، دو جزء ؛ آب ليمو ، يك جزء و شكر ، ثلث ، مجموع را به قوام آورند . [ 341 ]

شربت ليمو :

جهت غلبهء صفرا و ضعف معده و قى صفراوى و تشنگى نافع است : ده رطل آب ليمو را بجوشانند تا به نصف رسد و با پنج رطل شكر بقوام آورند . [ 342 ]

شربت بنفشه :

منقول از كامل و جهت تبهاى حارّه و سرفه و تسكين غليان خون ، نافع است ، و مليّن طبع است : سه رطل بنفشه تازه را به دستور شربت ورد ، سه دفعه در چهار رطل آب بريزند و بجوشانند تا به ربع رسد و با سه رطل شكر به قوام آورند و اگر شكر دو رطل كنند ، در تليين قوى تر خواهد بود و اگر بنفشه خشك باشد ، يك رطل او را جوشانيده و با دو رطل شكر به قوام آورند . [ 343 ]

شربت نيلوفر :

موافق نسخهء كامل جهت تبهاى حارّه و آلات تنفس و سرفه و تقويت دل و احشاء ، نافع است و با وجود شيرينى مستحيل به صفرا نمىشود ؛ به خلاف ساير اشربهء شيرين . طريق ساختن او مثل ساختن شربت بنفشه است و بعضى عرق نيلوفر را چهار جزء با يك جزء شكر به قوام آورند . [ 344 ]

شربت سفرجلى :

منقول از كامل الصناعة جهت ضعف معده و جگر و اسهال و قى و غثيان و تشنگى : به ترش را از دانه و پوست پاك كرده ، آبش را بيفشرند و دو رطل از آن گرفته و از شراب يا جمهورى ، يك رطل و ثفل به را يك شبانه روز در او بخيسانند و بعد از آن افشرده و صاف نمايند و با آب به بجوشانند تا به نصف رسد و با نيم رطل عسل كف گرفته به قوام آورند ؛ زنجبيل و مصطكى ، از هر يك دو مثقال ؛ قاقلهء كبار و صغار و دارچينى و زعفرانِ غير مسحوق ، از هر يك چهار مثقال و قرنفل ، سه مثقال در پارچه‌اى بسته و در او بجوشانند و اگر دو دانگ مشك نيز داخل نمايند ، مىتواند بود . [ 345 ]

شراب الخنديقون :

جهت برودت معده و تب ربع و درد احشاء ، نافع و مناسب پيران است : عسل كف گرفته ، سه من ؛ شرابِ كهنهء ريحانى يا جمهورى ، ده من ؛ زنجبيل ، پنج درهم ؛ قاقلهء صغار و كبار ، نيم درهم ؛ قرنفل ، يك دانگ ؛ دارچينى ، نيم درهم ؛ زعفران ،
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 206 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )