[ 312 ]
سفوف : جهت سپرز مجرب است
و تا يك هفته زايل مىكند منقول از تذكره .
صفت آن : مرجان سوخته يك درهم كتيرا دو دانگ بنوشند ، و به دستور شكر و عرق بهار و مرجان [ دو دانگ ] تا يك هفته مداومت نمايند مجرب است .
[ 313 ]
سفوف ديگر :
ايضا جهة مزاج حار . مغز تخم هندوانه و خربزه و خيار و تخم هليون و خارخسك از هر يك سه مثقال ، كاكنج ، رازيانه ، تخم كرفس هر يك 1 مثقال با سكنجبين و آب پرسياوشان و امثال آن استعمال نمايند .
[ 314 ]
سفوف : مجرب جهت حرقة البول
و وجع حين بول :
صفت آن : مغز تخم خربزه ، [ سه درهم ] ؛ مغز تخم خيار ، مغز تخم كدو و خشخاش سفيد ، [ هر يك ده درهم ] ؛ نشاسته ، كتيرا و رب السوس ، [ هر يك سه درهم ] ؛ بزر البنج سفيد ، [ دو درهم ] ؛ قند مساوى همه ، دو مثقال را با جلّاب ساده يا شربت بنفشه بنوشند .
[ 315 ]
سفوف نقرس :
منقول از محمد بن زكريا وى فرمايد كه مجرب است جهت رفع نقرس بارده و درد مفاصل بارده بالكليه قلع مىكند .
صفت آن : نانخواه ، ابهل ، ورق سداب خشك ، تخم كرفس ، رازيانه و دوقو ، از هر يك جزئى ؛ فوه ، بادام تلخ ، سنبل ، قسط حلو و زراوند مدحرج ، از هر يك نيم جزء و هر روز يك درهم استعمال نمايند و ابتدا از زمستان نموده تا وسط بهار و بعد از استعمال اين سفوفات تا چهار ساعت چيزى ميل نكنند نه از مأكول و نه از مشروب و بعد از تنقيهء بدن استعمال نمايند .
[ 316 ]
سفوف سرطان :
مستعملِ مرحوم ابوى . بگيرند سرطان نهرى و قطع كنند سرها و پاهاى او را و شكمش را شكافته ، چند بار به آب خاكستر و نمك بشويند تا پاك شود و بعد از آن با آب گرم شسته ، ترى او را رفع كنند و در كوزهء گل اندوده گذاشته و در تنور به آتش معتدل انداخته ، يك شبانه روز بعد از آن كه سوخته باشد پس خوب كوفته و ده درهم آن را در صمغ عربى و طين قبرسى و خشخاش سياه و سفيد ، پنج درهم و كتيرا ، سه درهم كوفته و سفوف سازند و قدر شربت ، دو مثقال .
[ 317 ]
سفوف :
جهت كسى كه از حرارت ، بول بسيار كند ، از تأليف مرحوم ابوى .
صفت آن : خبث الحديد ، بيست درهم كوفته و به حرير بيخته و هفت روز در سركه خيسانيده و بعد از آن بيرون آورند و به آتش خشك كنند و بار ديگر كوفته و مخلوط