خيسانيدهء خشك شدهء بو داده ؛ سماق ، تخم مورد ، آرد نبق ، بلوط ، گشنيزِ خشكِ بو داده و مصطكى ، از هر يك جزئى ، نيم كوب ساخته و استعمال نمايند .
[ 288 ]
سفوف زرشك :
جهت تقويت معده و جگر و حبس شكم .
صفت آن : نانخواه ، سماق ، زنجبيل ، حبّ رمانِ بو داده و زرشك بو داده و آرد نبق ، از هر يك دو درهم ؛ شكر طبرزد ، بيست درهم كوفته سفوف سازند .
[ 289 ]
سفوف سماق :
جهت اسهال مزمن .
صفت آن : سماق ، دو جزء ؛ حبّ الاس ، دو جزء ؛ حبّ الرمان بو داده ، يك جزء ؛ خرنوب نبطى ، سه جزء ؛ صمغ عربى و گلنار ، هر يك نيم جزء ، كوفته و سفوف سازند .
[ 290 ]
سفوف به زور :
جهت بادها و نفخ .
صفت آن : كرويا ، انيسون ، زيرهء كرمانى ، قاقلهء كبار ، قرفه ، نانخواه ، [ هر كدام نيم درهم ] ؛ تخم كرفس ، [ دو درهم ] ؛ قاقلهء صغار ، [ نيم درهم ] ؛ قرنفل ، [ نيم درهم ] ؛ زنجبيل و فلفل [ هر يك ] ، دو دانگ ؛ شكر ، بيست درهم شربتش دو درهم .
[ 291 ]
سفوف للحوامل :
جهت رفع اشتهاء رديه در وقت حمل و تقويت معده و اشتهاى طعام و نيكو كردن رنگ رخسار ، نافع است .
صفت آن : زرنباد و تخم كرفس ، دو درهم ؛ نانخواه و كندر ، سه درهم ؛ جندبيدستر ، نيم درهم و زيرهء كرمانى ، دو درهم سفوف سازند .
[ 292 ]
سفوف ديگر :
جهت حوامل ، بسيار نافع است و جوارش السمسم نيز گويند .
صفت آن : كنجد مقشّر ، زيرهء كرمانى و زنجبيل ، ده درهم ؛ دارفلفل و فلفل ، پنج درهم ؛ دارچينى ، دو درهم ؛ هيل و قاقله ، سه درهم ؛ شكر طبرزد ، يك رطل .
[ 293 ]
سفوفٌ للاسهال :
منقول از حنين جهت ضعف معده كه با اسهال باشد و تب ربع و اشتهاى طعام .
صفت :
زيرهء كرمانى و كمّون نبطى كه يك شبانه روز هر دو در سركه خيسيده و خشك شده و بو داده باشند ، هر يك سى درهم ؛ حبّ الآس ، پنجاه مثقال ؛ گشنيز خشك بوداده ، بيست درهم ؛ آرد نبق ، آرد سنجد و آرد ناردان ، بيست درهم ؛ قرظ و طراثيث ، ده درهم ؛ سك ، سه درهم ، عود هندى ، مثله ، به پرويزن وسيع بيخته ، شربتش سه درهم با ميبهء ساذج ، صبح و شام .