سرخ ، طباشير و بنفشه ، از هر يك سه مثقال و اگر با عطش باشد ، بدل اصل السوس ، تخم خرفه [ سه ] كنند . قدر شربتش يك مثقال .
[ 275 ]
قرص گل قابض :
جهت سحج و اسهال دموى ، به غايت نافع است . منقول از ايلاقى .
صفت آن : گل سرخ و تخم حماض بو داده ، [ هر يك ده درهم ] ؛ صمغ عربى ، كتيرا و نشاستهء بو داده [ هر يك پنج درهم ] يا لعاب بزرقطونا قرص سازند .
[ 276 ]
قرص ريوند :
جهت سوء المزاج جگر و اسهال سدى و دموى ، به غايت آزموده است .
صفت آن : ريوند چينى ، عصارهء زرشك و تخم كاسنى ، بالسويه با آب برگ بارتنگ قرص بسازند و با آب بارتنگ بنوشند .
[ 277 ]
قرص اندرون :
تأليف قدما است . منقول از كامل و تذكره عجيب الفعل است به جهت بقاياى نار فارسى و آتشك و قروح مزمنه و اهل روم او را حبّ مىسازند و اهل فرنگ آرد گندم ، هشت مثقال ؛ زيبق ، سه مثقال ؛ هر يك از افيون و عنبر و مشك ، نيم مثقال اضافه مىنمايند .
در استعمال او شرط است تنقيهء بدن و ترك ترشيها و نمك و قوتش تا دو سال است و بعد از چهل روز استعمال نمايند و دو مثقال او را در سه روز تناول نمايند .
صفت آن : زراوند مدحرج ، دوازده مثقال ؛ كندر و عفص از هر يك هشت مثقال ؛ شبّ يمانى و مر صاف ، از هر يك چهار مثقال ؛ قلقديس ، يك مثقال با گلاب قرص بسازند .
قرص نردى :
در ضمادات مذكور است .
قرص سعفه :
از جملهء ضمادات است و مذكور خواهد شد .
باب چهارم : در سفوفات
و او ، اقدم تراكيب است و بعد از آن ، معجون تركيب يافته و ديسقوريدوس گويد مخترع او « بقراط » شاگرد « اسقلميوس » است نه « بقراط » طبيب مشهور .
استعمال او را با ضعف معده و شدت امتلا جايز ندانستهاند ؛ مگر آن كه لطيف و سريع النفوذ و لذيذ الطعم باشد و قوتش زود ضعيف مىگردد .
[ 278 ]
سفوف ارسطو :
سفوف « ارسطاطاليس » و سفوف « اسكندر » نامند .
گونه سرخ دارد و وسواس و فراموشكارى را ببرد و جهت هضم طعام و بوى دهان