معجون نمايند . قدر شربت ، يك مثقال .
نسخهء ديگر از كامل الصناعه : فلفل سفيد و سياه ، ساذج ، حماما ، تخم كرفس ، انيسون ، عاقرقرحا ، تخم انجره ، تخم سداب كوهى ، قسط بحرى ، سنبل الطيب ، زعفران ، قصب الذريرهء از هر يك پنج درهم [ مثقال ] ، عسل سه وزن كل ، معجون سازند .
شربتش يك ميقال در ماء الاصول يا در آب باديان و آب كرفس .
[ 59 ]
معجون عود مليّن :
از « شيخ ابو على » جهت تقويت معده كه با يبوست باشد : هيل ، زنجبيل ، دارچينى ، سليخه ، زعفران ، فلفل سياه ، فرنجمشك ، زرنباد از هر يك پنج مثقال ، سعد ، زرنب ، ساذج و قرنفل ، از هر يك سه مثقال ؛ عود خام ، هفت مثقال ؛ لاجورد ، دو دانگ ؛ كافور ، يك دانگ ؛ تربد ، چهار مثقال ؛ نمك ، يك مثقال ، با عسل و شكر بياميزند و اگر مشك و عنبر ، از هر يك نيم مثقال و هليله كابلى ، سه مثقال و محموده ، دو مثقال داخل كنند بهتر خواهد بود .
[ 60 ]
معجون عود غير مليّن :
عود ، مشك ، عنبر ، جدوار ، دارچينى ، [ زرنباد ] ، مصطكى و قرنفل ، از هر يك ، يك مثقال و نيم ؛ بادرنجبويه ، سه درهم و نيم ؛ گاو زبان ، سه درهم و نيم ؛ باديان ، تخم كرفس ، سنبل ، اكير تركى ، پوست ترنج ، از هر يك دو مثقال با عسل و نبات بسرشند و در نسخهء « ابو على » ، كافور ، يك دانگ و نيم دارد و جدوار و پوست ترنج را او اضافه كرده است .
[ 61 ]
معجون سفرجلى قابض :
به پاك ، يك من ؛ عسل ، يك من ؛ فلفل ، دارفلفل و زنجبيل ، پنج مثقال ؛ هيل ، هفت مثقال ؛ قاقله ، سنبل ، قرنفل ، دارچينى و زعفران ، به دستور ، هفت مثقال ، به پاك كرده از پوست و دانه را مهرا پخته ، از پرويزن درشت بيرون كرده ، با عسل به قوام آورده ، با ادويه تركيب نمايند . مقدار شربت ، تا چهار مثقال است .
[ 62 ]
زرعونى :
جهت قوّت گرده و جگر و باه و معده و سردى او و ريگ مثانه ، نافع و بادها بشكند .
صفت آن : تخم كرفس باديان ، [ تخم گزر ] ، تخم اسپست ، تخم ترتيزك ، نانخواه ، مغز تخم خربزه و خيار ، بيخ كرفس ، از هر يك پنج مثقال ، عاقرقرحا ، زعفران ، قرفه ، مصطكى و عود ، از هر يك دو مثقال ؛ بسباسه ، قرنفل ، فلفلمويه و كبابه ، از هر يك سه مثقال ؛ عنبر ، نيم مثقال به عسل بسرشند . مقدار شربت تا دو مثقال بعد از دو ماه بخورند .