[ 55 ]
معجون فودنجى :
جهت درد معده و جگرِ بارده و قشعريره و تبهاى بلغمى و تب ربع .
صفت آن : فودنج نهرى ، فودنج جبلى ، فطراساليون و سيساليوس ، از هر يك دوازده درهم ؛ تخم رازيانج ، تخم كرفس ، بابونج و حاشا ، از هر يك چهار درهم ؛ كاشم ، پانزده درهم ؛ فلفل سياه ، چهار درهم ، ادويه را كوفته و به حرير بيخته ، با سه وزن ادويه عسل گرفته بسرشند . قدر شربت ، از يك درهم تا دو درهم با آب گرم .
[ 56 ]
معجون تمرى :
جهت عسر بول و قولنج ، نافع و بىمشقت اسهال مىكند در هر وقت از زمستان و تابستان .
صفت آن : خرماى هيريون يا تمر صيرفانِ دانه بيرون كردهء مقشّر ، پنجاه درهم را يك شبانه روز در خل خمر خيسانيده ، پس بپزند به پرويزن فراخى و بعد از آن سقمونيا و سداب خشك از هر يك هفت درهم ؛ فلفل سياه ، صد دانه ؛ زنجبيل ، سه مثقال ؛ بورهء ارمنى ، يك مثقال ؛ بادام شيرينِ مقشرِ از هر دو پوست ، سى عدد ، كوفته و بيخته [ با تمر كوفته و بيخته ] و ممزوج نموده با سه وزن ادويه عسلِ كف گرفته بسرشند . قدر شربت ، چهار مثقال با آب گرم .
[ 57 ]
معجون زبيب :
جهت صرع ، نافع است و مايل به اعتدال و مداومت او در رفع امراض عصب و صرع ، مجرب است و حقير ، تجربه نموده .
صفت آن : هليلهء كابلى ، آمله ، هليلهء زرد ، بليله ، اسطوخودوس ، از هر يك دو درهم ؛ عود الصليب ، پنج درهم ؛ عاقرقرحا ، سه درهم ، كوفته و بيخته و با مويز دانه بيرون كرده به وزن ادويه بسرشند شربتش نيم مثقال تا يك مثقال و نيم است .
[ 58 ]
معجون جالينوس :
جهت امراض بلغمى و سوداوى و رياح وسده جگر و برودت گرده و مثانه و اصلاح حال بدن نافع است .
صفت آن : فلفل سفيد ، چهار ؛ هليل ، چهار ؛ قسط بحرى ، ده ؛ سنبل الطيب ، ده ؛ عود بلسان ، ده ؛ قصب الذريره ، ده « 1 » ؛ تخم مورد ، ده ؛ زنجبيل ، ده ؛ سعد ، ده ؛ خولنجان ، ده ؛ قرنفل ، ده ؛ دارچينى ، ده ؛ دارفلفل ، ده ؛ سليخه ، ده ؛ اسارون ، ده ؛ زعفران ، ده ؛ مصطكى ، ده ، با عسل
هامش
( 1 ) در برخى از نسخ ، به جاى ده ، پنج است .