مسكرات و مخدّرات تغذيه حيوان كنند ، مثل قنّب و خشخاش و مانند آن ، شير آن مخدّر و مسكر مىشود و از تعليف به مسهلات و قوابض و مبرّداب و مرطّبات و مسخّنات و مغلّظات و ملطفات و امثال آن ، آثار او متبدل مىگردد و شير تازه دوشيده با حرارت لطيفه است و او بعد از سرد شدن زايل مىشود پس بايد در حين استعمال گرم نمود تا موجب سرعت نفوذ او گردد و از مطلق شير بدون قيدى ، مراد شير گاو است و در تغذيه بعد از گوشت و تخم نيم برشت موافق ترين اغذيه و هر چه جبنيّت در او غالب باشد مسدد است و الّا مفتّح و طلاى اقسام آن موافق ورم مقعد و قرحه و درد آن و قرحهء مثانه و اورام عانه و رحم است و استعمال شير بعد از ترشيها و با آن و ميوههاى تازه و ماهى و پياز و امثار آن جايز نيست ؛ چه مادامى كه از معده نگذشته باشد چيزى خوردن و خوابيدن ، مفسد او و با وجود اخلاط فاسده در بدن ، استعمال او را مهلك دانستهاند و قبل از انقضاى چهل روز از ولادت و در زمستان به سبب غلظت او و قريب الولادة را به سبب غلبهء مائيت ، استعمال جايز نيست و آخر فصل بهار تا اواسط تابستان استعمال او اولى است .
اكثار او مورث تبها و تولد قمل و به جهت دسومت ، سريع الاستحالة به دخانيه و در اماكن حارّه و معدهء ضعيف ، باعث مضرّت است .
موافق سوداويين و يابس المزاج و معتادين افيون و قليل او در تغذيه و كثيرش در تليين طبع قوىتر است و مجموع شيرها ، ملطّف و جالى و رافع اخلاط سوخته و موافق اعضاى تناسلاند .
[ 4762 ]
لبن البقر :
شير گاو است و گاو ميش از جنس اوست و اغلظ از آن ، هر دو را دهنيت ، غالب و مائيّت و جبنيّت كمتر و مايل به اعتدال و غليظتر از ساير و تازه دوشيدهء او كه سرد نشده بنوشند ، مبهى و مسمِّن و منضج و سريع الهضم و كثير الغذاء و نيكو كنندهء رخسار و مولد منى و مدرّ فضلات و مقوّى جوهر دماغ و ترياق سموم است به قى و حافظ رطوبات اصلى و مليّن طبع و مرطب دماغ و جهت سحج و نسيان و غم و وسواس و تقويت بدن و قرحهء ريه و سل كه بىتب خلطى باشد و امراض پيسى و جرب و قوباو حكّه و جذام و مطبوخ او با برنج جهت طول عمر و با گردكان و خرما جهت فربهى گرده و بدن و داغ كردهء او با آهن و سنگ جهت اسهال و قطور و طلاى او جهت اكثر امراض