[ 4664 ]
كنواى :
به هندى عنب الثعلب است .
[ 4665 ]
كندا :
به هندى بصل الفار است .
[ 4666 ]
كنداشير :
به لغت هندى سادج است .
[ 4667 ]
كنجهال :
به هندى طحلب است .
[ 4668 ]
كندبا :
به هندى حندقوقاست .
[ 4669 ]
كنتول :
به هندى اشنان است .
[ 4670 ]
كنكوتى :
به هندى دخن است .
[ 4671 ]
كنوار :
به هندى صبر است .
[ 4672 ]
كنول :
به هندى نيلوفر است .
[ 4673 ]
كومه :
به لغت اصفهانى نوعى از مرى است كه مايه آبكامه را در شير حل نموده استعمال مىكنند .
در خواص ، قريب به مرى و تجفيف او كمتر از آن .
مضرّ سينه و سرفه نيست ؛ اما اكثار او باعث تبهاى عفونى و اورام مزمنه است .
[ 4674 ]
كوستيل :
لغت تنكابن و ديلم است و « ابن تلميذ » ، به لغت طبرستان ديو دار و به لغت مازندران ، گوزن گياه بيان نموده و آن ، نباتى است برگش شبيه به برگ نارنج و ساق او زياده بر دو ذرع و تخمش سياه ، به قدر آلوبالو و ظاهر بيخش سياه و درونش سفيد و او غير لفاح است .
بالخاصية هر فعلى كه قالع او در حين قلع او كند و به هر قولى كه متلقى گردد ، شارب او به همان فعل و قول مبادرت نمايد و آزموده است . و مستعمل از آن ، در ولايت ديلم ، برگ او ست و در اطعمه استعمال مىنمايند .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مسكر و مورث بىخوابى و بىهوشى و رافع سلس البول و بول در فراش و درد مفاصل و امراض باردهء رطبه .
قدر شربت از برگش كه با اطعمه طبخ نمايند تا ده درهم و از بيخش تا نيم درهم و اكثار او مورث جنون و كشنده است .
[ 4675 ]
كوارع :
جمع كراع است و مذكور شد .
[ 4676 ]
كور :
اسم فارسى مقل است .