شبيه به درخت خرما و برگش صلب و قوى و نرم و طويل و سربرگها ، تند و ثمرش مانند غلافى و در هر غلافى چهار عدد دانه شبيه به دانه خرنوب و شكوفه او مانند شكوفه خرما و به غايت خوشبو و او را كبوره نامند و بعد از شكفتن در روغنها پرورش مىدهند و مسمى به « دهن الكادى » و جهت درد كمر و مفاصل و رياح و جذام ، نافع است .
كادى ، در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و تر و نزد بعضى معتدل و مقوّى بدن و حواس و با تفريح و رافع خفقان واعيا و ماشرا و بثور جگر و مسكّن دردهاى صعب و شربت او كه چوب آن را كوبيده بجوشانند و آب او را با شكر به قوام آورند جهت آبله و حصبه بهترين ادويه است و اهل هند را اعتقاد آن است كه چون شربت كدر را بنوشند ، زياده بر نه عدد آبله برنمىآيد و خاكستر او را جهت التيام زخمها مجرب دانستهاند و دانهء او ، مقوّى دل و معده و جگر است و رب كدر ، قوىتر از دانهء او و بدلش به وزن او صندل سرخ و مثل آن بقم است .
[ 4317 ]
كاكنج :
به فارسى « عروسك پس پرده » نامند و از انواع عنب الثعلب است و بستانىِ او را نبات ، مانند آن و برگش عريضتر و بزرگتر و در قوت مثل او و سر شاخههاى آن ، نگون و ثمرش در غلاف سرخى شبيه به مثانه و دانهاش به قدر فندقى و بعد از رسيدن سرخ مىشود و گل او ، سفيد مايل به سرخى است و جبلى او را برگ ، مانند برگ سيب و غبار آلوده و سياه و ساقش با رطوبت چسبنده و نبات او بزرگتر از بستانى و گل او بسيار سرخ و دانهاش زرد و مايل به سرخى و در غلاف زردى و منبتش سنگلاخها و او را كاكنجِ منوّم و عنب الثعلب منوّم نامند و در تخدير ، قوىتر از خشخاش و مدرّ بول و يك مثقال او منوّم و زياده از آن مورث اختلاط عقل و جنون است و مراد از مطلق كاكنج ، بستانىِ اوست و مستعمل از آن ، پوست سرخ دانه او و قوتش تا سه سال باقى است .
در آخرِ دوّم ، سرد و خشك و مدرّ بول و رافع امراض گرده و مثانه قرحهء آن و مخرج صفرا به ادرار و مصلح حال جگر و رافع ربو و عسر نفس و اقسام كرم معده و مداومت او هر روز به قدر يك مثقال جهت يرقان ، مجرب و بلع كردن هفت عدد دانهء او را بعد از پاكى از حيض جهت منع حمل مجرب يافتهاند و مخدّر و مصلحش گلقند و قدر شربت از پوست دانهء او تا پنج درهم و بدلش عنب الثعلب است .
[ 4318 ]
كانجى :
سركهء هندى است و از حبوبات مىسازند و بهترين او از برنج است و طريق ،