تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
در سوم ، گرم و خشك و مقوّى معدهء بارده و مفتّح سدهء جگر و هاضم و قاطع بلغم لزج و محلّل رياح و جهت صرع و سكته و فالج ، نافع . مضر محرورين و مصلحش ربوب ترش و قدر شربتش يك مثقال و بدلش يك وزن و نيم او اذخر است . [ 2775 ]

سخوفس و سخينوس :

اذخر است . [ 2776 ]

سخيره :

زاج احمر است . [ 2777 ]

سخاوس :

اسم سريانى اسطوخودوس است . [ 2778 ]

سخينس :

اسم يونانى درخت مصطكى است . [ 2779 ]

سخينا [ سختيا ، سخنينا ]

: اسم يونانى مصطكى است . [ 2780 ]

سخاله :

آنچه از فلزات به سوهان جدا كنند و آنچه در حين كوفتن از آن ريزد . [ 2781 ]

سدر :

به فارسى كنار گويند و مراد از اين ، اسم برگ سائيدهء اوست . برّى او ، پر خار و ضال نامند و بستانى ، كم خار و ثمرش بزرگ‌تر و لذيذ تر است و ثمرش شبيه به سنجد و خوشبو و شيرين و با اندك ترشى و زرد و سرخ مىباشد . نشارهء چوب او ، در آخرِ اوّل ، سرد و در آخرِ دوّم ، خشك و قاطع نزف الدم و رافع قرحهء امعاء و اسهالى كه از ضعف معده باشد و رافع استسقاء و سپرز و حقنهء او به دستور ، جهت جراحت امعاء و ذرورش جهت زخمها ، نافع . قدر شربتش تا هفت درهم است و برگ او جهت زخمها و تنقيهء چرك بدن و تقويت موى و منع سقوط آن و تقويت اعصاب و طرد هوامّ و ضماد او با شراب جهت نضج ورمهاى حارّه و تحليل آن ، مفيد و به دستور ، طبيخ تازه و خشك او همين اثر دارد . ثمرش در اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و بعضى در اوّل ، گرم دانسته‌اند و نارسيدهء ترش او ، قابض و لزج و مسهل به عصر و رسيدهء او ، قليل الغذاء و دير هضم و صالح الكيموس و نيم رطل آب او مسهل صفراى معده و امعاء و مطفى حرارت غريبه و خوردن ترش او مانع صعود بخارات به دماغ و دافع صفرا و تشنگى و آب شيرين او مفتّح سدّه و كشندهء كرم معده و امعاء . مضر مبرودين و مصلحش گلقند است و در مزاج محرور ، سكنجبين . ثمر خشك او ، قوى القبض و آرد آن كه سويق النبق نامند جهت اسهال مرارى و قرحهء