گرد خاك آستان كلبهء آزادگى * گر خرد دارد كسى ، اهل خرد را توتياست
ره بمعنى بر كه در صورت بهم ماند دونى * از يكى خيزد شكر و آن يك ز بهر بورياست
گر صفا خواهى ره وحدت سپر زيرا كه آب * ز امتزاج خاك باشد گه گهى گر بىصفاست
مىرسد خوارى ز آميزش به مرغ خانگى * عزتى گر هست عنقا را ز بهر انزواست
كنج عزلت جوى و دهقانى گزين ابن يمين * تا بدانى آنچه مىكاريش در نشو و نماست
جستن گوگرد احمر عمر ضايع كردن است * زور بر خاك سياه آور كه يكسر كيمياست
قطعه
مرا از هرچه در عالم خردمند * مر آن را از مذاهب مىشمارد
طريق دهقنت آمد گزيده * كه دهقان ندرود جز آنچه كارد
مرا لقمهاى نان كه در خور بود * پديد آورم از ره دهقنت
بنزديك دو نان نخواهم نمود * ز بهر دو نان بعد از اين مسكنت
من و طاعت و گوشهء عافيت * زهى پادشاهى زهى سلطنت
و عالىجناب هدايتمآب ، ولايت آيات ، عرفان دثار ، حقايق آثار ، مظهر الطاف ربانى و مظهر آيات سبحانى ، كاشف اسرار الطريقه ، مهبط انوار الحقيقه ، ابو المكارم ، ركن الدين ، علاء الدوله سمنانى قدس اللّه تعالى روحه فرمودهاند كه حضرت حق جل و علا ، زمين و مزارع را بحكمت آفريده مىخواهد كه معمور باشد و فايده بخلق رسد و اگر خلق بدانند كه از عمارت و زراعت دنيا كه از براى فايده