است كه آن در حال ، اشك و آمدن آب از بينى محتبس مىكند « 4 » و در بيشتر احوال مذكوره نفع مىدهد ، امّا نفع در ضعف قلب و حالات تنفّس و فى الجمله آنچه اوّلا « 5 » مذكور شد ندارد بلكه مزيد آن حالات مىشود .
و امّا جهت بىخوابى سعى كنند در ازالهء اوجاع ، بعد از آن خشخاش [ و ] تخم كاهو و شاهدانه و مغز تخم خربزه و آرد نخود و گندم و جو برشته و قند سفيد از هريك مقدارى مناسب به قدر لايق بخورند و اغذيه [ اى ] كه خواب لذيذ آورد چنانچه در كتب طب مسطور « 6 » است ، به كار دارند و خوردن ماست در اين باب نفع تمام دارد خاصّه كه نان در او « 7 » تريد كنند .
امّا جهت درد اعضا از مخدّرات مانند بزر البنج و بيخ تفت و تخم تاتوره از هريك به وزن عدسى « 8 » تا نيم نخود مجوّز است ، و ماليدن سورنجان و جوزبوآ و قسطين و مغاث و جدوار با روغن بابونه و روغن گل سرخ و گلاب مفيد است و بر اين قياس « 9 » جهت هرحال ( دوائى مناسب است و دواهائى كه تقويت تام در او باشد جهت اسهال ، كه بدترين احوال تارك ، اسهال است ) « 10 » اين معالجات ، وقتى حاجت به آن واقع مىشود كه در ترك عازم باشند و الّا اندكى افيون ازالهء جميع اعراض به يك زمان مىكند كه يك كرشمه تلافى صد جفا بكند .
هامش
. ل و آ : - گرم
. ل و آ : و خوردن خشخاش
. ل و آ : قدرى عدس
( 4 ) . ل و آ : مىسازد
( 5 ) . ل و آ : - اولا
( 6 ) . ل و آ : مذكور
( 7 ) . ل و آ : خاصه كه در او
( 8 ) . ل و آ : يك عدس
( 9 ) . ل و آ : غياث
( 10 ) . ج و آ : + و جهت اسهال دوايى كه تارك اسهال است .