4 ) و منفعت ديگر جد و نشاط در كارها است به واسطهء قوّت روح به « 1 » اعضا و اشتعال « 2 » حرارت بدنى كه مدار افعال بر آن است و به واسطهء اين منفعت است كه نسّاك و عبّاد جهت بيدارى شب و توجّه تامّ در خلوت « 3 » و دعا و قرائت استعمال مىكنند و پيادهروان و ارباب اعمال شاقّه و صعبه و افعال دقيقه « 4 » مانند كاتب و نقّاش و طالب علم و امثال اين جماعت « 5 » به آن عظيم راغب مىباشند .
5 ) منفعت ديگر ازالهء غم و همّ است و اين نيز به واسطهء آن است كه انبساطى كه مذكور شد ، كه حرارتها و روح را مىباشد حالتى شبيه به فرح حاصل مىشود و البتّه « 6 » همّ و غم زايل مىشود و سبب اين هر دو ، توجّه روح است به باطن به واسطهء امر مهم يا مغم ، و توجّه به باطن در شرب اين دوا معدوم است و بسيار از مردم را « 7 » اعتياد به افيون جهت اين است كه ايشان را جهت انقلاب روزگار ، غم و همّ « 8 » بسيار دست مىدهد و ارتكاب اين مىكنند به واسطهء ازالهء آن ، و سببى كه مفيد است اين است كه به واسطهء اضعاف ، فكر در مقدّمات امور مهمّه و مغمّه نمىكند و اگر مىكند ، نتيجه يا مقدّمه از مقدّمات ( را ) « 9 » فراموش مىكند يا « 10 » به واسطهء خدرى « 11 » كه در كيفيّت او مىباشد ، فكر و حواس را مشغول به امرى ديگر مىسازد و از تخيّل و تفكّر در امور مهم باز مىماند . بههرحال نفع در اين حال محسوس است و مجرّب ، و بنابراين كم باشد كه ارباب همّ و غم ارتكاب آن نكنند .
هامش
( 1 ) . ل : و
( 2 ) . ل : اشتغال
( 3 ) . ل و آ : صلوات
( 4 ) . ل : ارباب اعمال دقيقه و صعبه
( 5 ) . ل و آ : كسان
( 6 ) . الف : مرتبه ؛ ل : - مرتبه ؛ ج : البتّه
( 7 ) . ل و آ : بسيارى را
( 8 ) . ل و آ : به واسطهء انقلابات روزگار غموم و هموم
( 9 ) . ل
( 10 ) . الف : تا ؛ ج : يا
( 11 ) . الف : ضررى ؛ ل و ج : خدرى