ديسقوريدوس به عمر خويش سوگند خورده است كه اينها غلط كردهاند و مخالفت نموده آنچه آن را تجارب به صحّت رسانيده و نيز مىگويد هرگاه [ به ] مقدار كرسنه تناول كنند تمامى اوجاع ساكن گرداند و خواب آورد و نضج مواد دهد .
حقير گويد « 1 » كه بيان اين ، آن است كه نضج عبارت از تهيىء قوام مادّه است از جهت دفع ، و آن به ترقيق غليظ و تغليظ رقيق حاصل شود « 2 » ، و افيون موادّ رقيق را كه به واسطهء رقّت در جرم اعضا متشرّب مىشود ، تغليظ مىكند به مرتبه [ اى ] كه قوام ، معتدل مىگردد و اندفاع اسهل « 3 » مىشود . و دور نيست كه موادّ غليظه ، به واسطهء حرارتى كه او را بالعرض مىباشد ، تلطيف كند و به واسطهء تقويتى كه دل و روح را مىكند ، قادر شود طبيعت و بر نضج موادّ ، او را قدرت حاصل شود « 4 » و اين معنى مجرّب است و از براى سرفهء كهن نفع تمام دارد . حقير مىگويد : منشأ نفع او سرفه را ، چند چيز بود : يكى منع مادّهء نازل از دماغ يا نازل « 5 » از هر عضو كه باشد چون مادّه به سينه ريزد چه در اين حال « 6 » سعال را اصلى نماند و زايل شود « 7 » ، و يكى ديگر تحليل مادّههاى منصب ، ديگر تقويت قوّت در دفع مادّه ، ديگر نضج مادّه « 8 » جهت سهولت اندفاع .
و تقيّد ( به ) « 9 » سعال مزمن ، جهت آن است كه دفع مرض مزمن ، اصعب است ، هرگاه كه دفع مزمن كند ، دفع غير مزمن به طريق اولى خواهد بود « 10 » . ديگر ازمان سعال اكثر به سبب نزلات دماغى است و از براى دفع موادّ نازله ، افيون آيتى « 11 » عجيب است و هيچ دوا در اين امر با وى مساوى « 12 » و مشارك نيست . و اكثر ازمان به واسطهء غلظت و برودت باشد « 13 » با ديگر اسباب نظير اين « 14 » ، و نفع افيون در آنچه مذكور شد ظاهر است « 15 » .
هامش
( 1 ) . ل : كاتب گويد
( 2 ) . ل : ميسّر است
( 3 ) . ل : او سهل
( 4 ) . ل و آ : به واسطهء تقويتى كه دل و روح را مىكند قدرت بر نضج موادّ او را حاصل مىشود
( 5 ) . ل و آ : سائل
( 6 ) . ل و آ : - چه در اين حال
( 7 ) . ل و آ : - زايل شود
( 8 ) . ل و آ : - ديگر نضج مادّه
( 9 ) . ل و آ
( 10 ) . ل و آ : غير مزمن را به طريق اولى دفع خواهد كرد
( 11 ) . ل : آتيتى
( 12 ) . ل و آ : مشابه
( 13 ) . ل و آ : - باشد
( 14 ) . ل و آ : + باشد
( 15 ) . ل و آ : نفع افيون و آن نيز از آنچه گذشت و مذكور شد ظاهر است