باب سوم در منافع و مضارّ او از حكما و اطبّاى كبار
ديسقوريدوس از سيطرانجيس « 1 » نقل مىكند كه او هرگز افيون در علاج رمد و درد گوش استعمال نمىكرد ، زيرا كه زعم او اين بود كه در اكتحال اضعاف لازم آيد « 2 » ، و در گوش كردن مسبت است . و آورده است كه اندروس در جمع العقاقير « 3 » ، زعم او اين است كه اگر نه آن بود كه افيون از غشّ خالى نمىباشد البتّه سبب عمى شود « 4 » كسانى را كه به او اكتحال مىكنند .
و همچنين حكايت مىكند « 5 » از ديگرى كه او زعم كرده است كه افيون خالص ، همين رايحه تنها منتفع به « 6 » مىشود كه تنويم مىكند و امّا هرچه غير اين است ، افيون در آن ضارّ است .
حقير مىگويد كه اين زعم از قبيل زعم « 7 » مردم زمان ما است كه با وجود چندين منافع ، كه از عهدهء احصاء « 8 » بيرون نمىتوان آمد ، مىگويند كه در او غير مضرّت نيست ، و گاه باشد كه مخصوص سازند و گويند كه جهت نزله مفيد است و در ديگر چيزها مفيد نيست « 9 » .
هامش
( 1 ) . ل و آ : ارسطاطاليس
( 2 ) . ل و آ : اوست
( 3 ) . ل : اندراوس جماعه عقاقيون ؛ آ : اندراوس اجماع عقاقير
( 4 ) . ل : + و
( 5 ) . ل و آ : مىكنند
( 6 ) . ل : - به
( 7 ) . ل و آ : - از قبيل زعم
( 8 ) . ل : + و استصقا
( 9 ) . ل و آ : بىنفع است