منتفع مىشود به حبّ صنوبر و تخم ماميثا پخته و پيه خوك كهنه و بوره يا « 1 » پوست جوزبوآ و شلغم و تره تيزك و پياز و سير ، مجموع را گرم كرده بخورند و طلا را نيز گرم كرده بنوشند « 2 » .
( علاج آنكه بنج مقدار قاتل بخورند
عيسى بن على گفته است كه هركه بنج سياه را دو درم بخورد او را بكشد و او را ذهاب عقل و سردى اعضا بالتمام و زردى رنگ و خشكى دهن و تاريكى چشم و ضيق نفس قوى و حالى شبيه به حال جنون و گرفتن زبان عارض شود .
مير بهاء الدّوله گويد كه سستى اندامها آرد و خارش بدن و دوار و زبان سياه شود و بياماسد و كف بر لب آرد و اعراض جنون ظاهر شود و لهذا بسيار جاىها او را بنگ ديوانه گويند و باشد كه در آخر به خنّاق هلاك كند و عصارهء ورق او را قريب به اين خواصّ باشد ) « 3 » .
حقير گويد : از برگ و بيخ و گل او « 4 » شخصى عرقى گرفت به آن اعتقاد كه مسكر است و چند كس از آن خوردند و اثرى نيافتند .
محمّد زكريّا [ گفته ] كه شارب آن را سكر و استرخاى اعضا عارض شود و كف از دهان بيرون آيد و چشمها سرخ شود تدارك آن به قى است به ماء العسل و به طبيخ انجير و بوره و بعد از آن شير تازه چند بار بدهند اگر فايده نكند علاج افيون به عمل آرند .
ابن الجزار « 5 » گويد كه اگر به علاج تدارك نكند در دو روز بكشد و در حين موت كاهلى و سبات و زردى روى و سردى دست و پاى عارض شود .
شيخ الرّئيس گويد كه شارب بزر البنج را اعضا ، مسترخى شود و زبان ورم كند و كف از دهان بيرون آيد و چشمها سرخ شود و او را دوار ، غشاوه و ربو و ضيق النفس عارض شود و بدن بسيار بخارد و گوش كر شود و لثه يعنى گوشت بن دندان حكّه پيدا كند و سستى و اختلاط پيدا شود گاه باشد كه مصروع شود و آوازهاى مختلف از او سر زند مثل آواز خروس ) « 6 » .
هامش
( 1 ) . ل : نوره با ؛ آ : بوزه با
( 2 ) . ل و آ : گرم بخورند
( 3 ) . ل و آ
( 4 ) . ل و آ : از گل و برگ و شاخ تازه او
( 5 ) . آ : ابن الحزان
( 6 ) . ل و آ