خامس : آنكه افيونى كه با طعام مخلوط مىشود بعضى اجزاى كثيفهء غليظه كه در طعام است اكثف و اغلظ مىشود و ظاهر است كه شأن اين اجزا تسديد « 1 » است و مضرّت تسديد « 2 » ظاهر است .
سادس : آنكه به واسطهء تكثيف و تغليظ ، طبيعت تصرّف در او « 3 » به واجبى نمىتوان كرد ، لا محاله احداث نفخ مىكند و نفخ حاصل مىشود ميان معده و ميان غذا و ميان روده و « 4 » نمىگذارد كه هضم « 5 » تامّ شود و ديگر مضرّتها دارد نفخ ، كه معلوم است و در مواضعش مذكور .
سابع : آن است كه « 6 » بر تقدير « 7 » تأخير به واسطهء تكثيف و تفتيح موادّ و قلّت انهضام ، بلاغم غليظ حادث مىشود و آن موجب قولنج است .
ثامن : آنكه به واسطهء وقوف او در اعالى معده ، دهان خشك مىباشد « 8 » و منافع رطوبتى كه در دهان مىباشد بسيار است و چون بر طرف شود ، هر آينه مضرّت نيز بسيار خواهد بود « 9 » و از همهء مضرّتها بدتر آن است كه دماغ سدّهء « 10 » عظيم پيدا مىكند .
تاسع : آنكه بر تقدير تأخير به واسطهء يبس فم ، طبيعت را ميل به چيزى پيدا مىشود « 11 » كه يبس را زايل « 12 » كند و به واسطهء اين ، تشنگى پيدا مىشود ( و ميل به آب مىشود و اگر آب
هامش
( 1 ) . ل و آ : تشديد
( 2 ) . ل و آ : تشديد
( 3 ) . ل و آ : تغليظ و تكثيف طبيعت در او تصرّف
( 4 ) . ل و آ : ميان غذا و ميان معده و برودت و زود
( 5 ) . ل و آ : انهضام
( 6 ) . ل و آ : سابع آنكه
( 7 ) . ل و آ : + و
( 8 ) . ل و آ : دهن خشك و بىآب مىباشد
( 9 ) . ل و آ : هرگاه بر طرف شود مضرتها بسيار باشد
( 10 ) . ل و آ : خشكى
( 11 ) . ل و آ : به چيزى ميل مىشود
( 12 ) . ل و آ : ازاله