تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
خشك گرداند ؛ و چون فقاع و ورق‌هاى وى آدمى يا حيوان مثل سگ و اسب و خر و استر و غيره بخورد ، بميرد ؛ و مضرّ است به شش ؛ و كسى كه دفلى خورده باشد ، اصلاحش و مداواى وى به اشياى چرب و لعاب بذر قطونا و روغن گل و كتيرا و انجير و عسل و قند و حلاوىهاى شيرين و جلّاب و دوشاب انگورى كنند . شربتى از او نيم درم است .

دوقو

: گرم و خشك است در اوّل و گويند در دويم . مغص را ساكن گرداند و بول و حيض براند و سحج اطفال را سودمند آيد و فضله‌هاى بلغمى غليظ را از سينه پاك كند و سرفه‌اى كه از سبب آن باشد ، زايل كند ؛ و بر گزيدگى عقرب اگر طلا كنند ، مفيد آيد ؛ و مقوّى معده و هاضم بود و منى بيفزايد و شهوت برانگيزد و استرخاى مفاصل را نافع بود و سنگ مثانه بريزاند و كرم‌ها و حبّ القرع بكشد ؛ و چون با روستنج « 1 » ارمنى يا ترمس بياشامند ، مضرّ است به مثانه ، و مصلحش تخم مورد يا بلوط ، و بدلش مصطكى است .

ديو دار

: سپيدار است . گرم و خشك است در سيوم . استرخاى عصب و فالج و لقوه را نافع بود و مرض‌هاى سرد دماغى ، مثل صرع و سكته را مفيد آيد و سنگ گرده و مثانه بريزاند ؛ و چون در طبيخ آن نشينند ، استرخاى مقعد را مفيد آيد .

دار شيشعان

: درختى است سبز خارناك و در پوست وى حرافتى « 2 » و در گل وى حدّتى و در چوب وى عفوصتى بود . بعضى گويند بيخ سنبل هندى و گويند چوب سنبل رومى است ، اين خلاف است ؛ و آنچه محقّق است ، پوست وى مانند قرفه بود به شكل ، امّا به ستبرى خيلى از وى ستبرتر بود و سرخ‌تر مانند خون . بهترين آن كه گران‌وزن بود ، و آنچه به سرخى زند و چون پوستش باز كنى ، به لون خون بود و خوش بوى و معطّر بود و در طعم وى اندك تلخى باشد ؛ و نوعى از دار شيشعان بود كه املس بود و تابان و به غايت تلخ بود و سفيد رنگ و بوى نداشته باشد . طبيعت وى گرم است در اوّل و خشك است در دويم و گويند سرد است . محلّل رياح و مصلح عفونت و قطع خون بكند و شكم ببندد ؛ و چون طبيخ وى بياشامند و چون به شراب بپزند و بدان مضمضه كنند ، قلاع را زايل كند و ريش بد كه در دهن باشد و دندان را نگاه دارد و استرخاى عصب را به غايت نافع بود ؛ و اگر در
هامش
( 1 ) . روستنج : روسختج ، روسوخته ، روسخته ، اكسيد مس را گويند ، و انواع است و بهترين آن مصرى بود . ( لغتنامه ) ( 2 ) . حرافت : تندى . ( لغتنامه )