نفع دهد و ريش چشم را سودمند آيد ؛ و چون دو دانگ از محلولش به شش دانگ نبات مصرى سوده آميزند و هر صباح كفه زنند و قدرى عرق بيدمشك يا گاو زبان يا كاسنى عقب آن بياشامند ، ضعف دل را كه از گرمى باشد ، مفيد بود ؛ و طريق حلّ كردنش آن است كه مرواريد ناسفته را در خريطهء كرباس كرده ، در آب ليمون چندان گذارند كه چون مسكه شود .
پس خريطه را به دست بمالند ، تا وقتى كه حلّ شود ، از خريطه بگذرد . پس در كاسهء چينى كرده ، بگذارند تا به ته نشيند . پس آب ليمون را از رويش بريزند و در آفتاب يا سايه خشك سازند ، به حرير گذارند و نگه دارند .
ليمون
: مزاج و منافعش به مزاج و منافع اترج نزديك است ، و گويند در منافع اقوى است از اترج ؛ و گفتهاند كه ليمون سرد و خشك است و گوشت او سرد است و تخم او گرم و خشك است . خاصيّت او آن است كه دل را قوّت دهد و خفقان گرم را سود دارد و صفرا بشكند و خون را تسكين كند .
درد سر كه از خون و صفرا بود ، بازدارد . دهان را خشك كند ، اگر بسيار خورند . اگر شرابخوارى خورد ، مستى را بازدارد و تخم او پادزهر جانوران است ، و گويند آب ليمون زهر افعى را بازدارد .
حرف الميم
ماميثا
: عصارهء ماميثا و شاف ماميثا نيز گويند . سرد و خشك است در اوّل .
چون به آب گشنيز تر كرده ، بر پشت چشم طلا كنند ، درد چشم را نفع دهد و درد بيخ دندان را سودمند آيد .
ماهودانه
: حبّ الملوك است ، و گفته شد .
ماهيزهرج
: گرم و خشك است در سيوم . نقرس و مفاصل را نفع دهد و شربتى از او دو درم تا سه درم است ؛ و مضرّ است به روده ، و مصلحش كتيره است .
ماش
: مج گويند . سرد است در اوّل و در خشكى و ترى معتدل است . غذاى نيك دهد . زود هضم شود ، خاصّه وقتى كه مقشّر كنند ؛ و مضرّ است به سرفه ، و اصلاحش به شيرهء بادام كنند و گويند شيرهء خسك دانه .
ماش هندى
: قسط است ، گفته شد .