را گويند در جلد كه موى از بعضى از آنها بيرون مىآيد و مركب است از فضلات رطوبات مايى و خلطى ، پس بالذات خبردهنده بود از حال هضمها و فضلات اخلاط و به واسطهء اينها از بسيارى از احوال ديگر خبر دهنده باشد . چنانچه تفصيل آن به تقريب معلوم مىشود .
و حالات كليهء عرق
كه آن را اجناس ادله او گويند ، هفت بود :
اما حالت اول مقدار عرق است .
و سبب بسيارى آن در غير تعب ، ورود معرقات با دفع طبيعت بود ، چنانچه در بحرانها و خفت متعاقب آن شاهد اين بود . و يا ضعف ماسكه و يا گشادگى مسام و يا كثرت رطوبات و ضعف هضم و يا رقت فضلات و ضعف متعاقب آن شاهد آنها بود .
و سبب اندكى آن يا ضعف قوت دافعه بود يا تمامى قوت ماسكه و يا خامى خلط و يا غليظى فضله و يا تنگى مسام و يا قلت رطوبات .
و سبب نبودن آن يا استحصاف جلد بود يعنى بسته شدن مسام به سبب بردى از خارج و يا عدم قوت طبع بر دفع و يا قلت رطوبات به غايت و يا توجه طبيعت به شغلى داخلى و يا خامى اخلاط و كثافت آنها .
و اما حالت ثانيه لون عرق است و اين يا زرد بود يا سپيد و يا چركين و يا خونابه مانند .
اما سبب زردى غلبهء صفرا بود و سبب سپيدى غلبهء بلغم و رطوبات بود و سبب چركى غلبه سودا بود و سبب بودن آن به لون خونابه ضعف قوت ماسكه و رگ ها بود .
و گاه بود كه خون سخت غليظ و فاسد شود و غذائيت را نشايد و اندامها آن را قبول نكند و طبيعت دفع آن طلبد و عرق همچو خون شود .
اما حالت ثالثه بوى عرق است .
و اين يا ترش بود و سبب آن ترشى بلغم باشد .
و يا تيز بود و يا تلخ و سبب اين هر دو غلبه و حدت صفرا باشد .
و يا گنده بود و سبب اين عفونت اخلاط باشد .
و يا كمبوى بود و سبب آن خامى خلط و يا ضعف قوت باشد .
و يا خوشبوى بود و سبب آن پاكى بدن باشد .
و اما حالت رابعه طعم عرق است و اسباب طعوم همين اسباب بوىها باشد .
و اما حالت خامسه كيفيت عرق است .
و اين يا سرد بود و سبب اين در تبهاى حاره ، عجز طبيعت و حرارت غريزى بود از دفع و نضج خلط خام و قلت و عدم وفاى قوت به مدت لايق براى طبخ و تحليل آن بهواسطه غلبه حرارت غريبه . و اندر تبهاى آهسته خامى خلط و وفاى قوت به مدت طبخ و تحليل آن . و در غير حمى ضعف حرارت بدنى بود به واسطهء ورود مبردات در حين گشادگى مسام .
و يا گرم بود و سبب آن در جمله احوال قوت طبيعت و گرمى مزاج و اخلاط باشد .
و اما حالت سادسه قوام عرق است چون لزوجت و سبب آن لزوجت مواد بود و مثل غلبه رقت و سبب آن رقيقى مواد بود و يا تنگى مسام به سبب كثافتى حادثه