اجناس اينها به تقريب معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى .
و بدانكه بول لايق حال اطفال سپيد شيرگون بود مناسب خودش و مزاج ايشان .
و بول لايق حال كودكان غليظتر باشد و با سحاب مضطرب پراكنده و باشد كه تيره بود و جمله بهواسطه ضعف قوت مزاج ايشان باشد در جدا كردن رسوب از آب و غلبهء فضلات خام در بدن ايشان از جهت پر خوردن و حركات بىترتيب . و از اينجاست كه گفتهاند كه بول كودكان را در احكام اعتمادى نيست و قلت تولد صفراى صابغ و بدبوىكننده در بدن طفل و كودكان واضح است .
و بول لايق حال جوانان معتدل القوام بود مايل به ناريت .
و بول لايق حال كهول مايل به سپيدى و رقت بود و باشد كه بهواسطه بسيارى فضلات كه در تن ايشان پديد مىآيد غليظ گردد فى الجمله و غلبه آيد .
و بول لايق حال پيران سفيد رقيق بود به سبب سردى مزاج ايشان و ضعيفى مثانه و اندر بيشتر وقتها با وجود سپيدى از سياهى خالى نباشد .
و هرگاه بول پير سخت غليظ شود ، علامت تولد سنگ باشد .
و بول لايق حال زنان در جميع احوال غليظتر و كمرنگتر و بىرونقتر از بول مردان بود . و مراد از بىرونقى كمصفايى و كمدرخشانى است و جمله به واسطهء آن است كه هضم ايشان ضعيفتر و فضلات ايشان بيشتر است و منافذ دفع فضول گشادهتر و پالودن فضول ايشان از منفذ بول هم بيشتر است .
و فرق ميان بول زن و مرد آن بود كه بول مرد را هرگاه كه بجنبانند ، تيره شود و تيرگى آن ميل سوى بالا كند . و بول زنان از جنبانيدن تيره نشود از بهر آن كه ثقل بول ايشان با آب نيكو آميخته بود و اگر اندكى شود ، تيرگى آن ميل به يكسوى كند . و اندر بيشتر حالها بر سر بول زنان كفكى باشد .
و بسيار بود كه مرد چون جماع كرده باشد اندر بول وى ثفلى بود چون رشتهها اندر هم شده و اين غير از رسوب شعرى بود .
و طريق گرفتن بول جهت ملاحظه نمودن چنان بود كه نخست شيشه سپيد نازك صافى به شكل مثانه بزرگ چنانكه تمام بول اندر آن گنجد ، به دست آورند و آن شيشه را قاروره مىگويند . آنگاه از پس آسايش خواب تمام و هضم شراب و طعام در آن بول كنند و مدت يك ساعت نجومى تقريبا آن را بنهند تا قرار گيرد و خير و شر آن به تحقيق وضوح يابد . آن هنگام بر طبيب عرضه كنند چنانچه حركت نكند .
و بايد كه شيشه را و آب را از گرد و باد و سرما و گرماى مفرط و حرارت آفتاب حفظ كنند تا به سبب تاثير آنها در دليل تغييرات پديد نيايد . و بعضى گفته اند كه مدت چهار ساعت بر آب اعتماد باشد و متغير نشود و بعضى تا قريب شش ساعت تجويز كردهاند و حق آن است كه بعد دو ساعت آب متغير مىگردد و احوال آن متعمد نبود و تا قريب ساعتى هنوز قرار نيافته باشد و احوال آن هم معتمد نبود .
و مخفى نماند كه اين در جمله احكام مشروط است به عدم مغيرات خارجى و داخلى مثل صوابغ و اعراض نفسانى و تعبها و جماع و تحليلات مفرط به استفراغات و غيرها و كثرت احتباس و اشباه اينها .
اما دلالت حالات براز بر حالات بدن
بدانكه براز چون فضلهء هضم معده است و گذر او