بازوى را سيزده عضله .
و هيجده عضله ساعدها ، هر ساعدى را نه عضله .
و بيست و شش عضله خرده و مشط و انگشتان دستها ، از هر دستى سيزده .
و دوازده عضله باسط و آلات تنفس سينه كه حجاب از آنهاست .
و هفت عضله قابضه سينه و آلات تنفس .
و هشتاد و هشت عضله ميان استخوانهاى پهلو از درون و بيرون طرفين ، چه آنها دو تو واقع شدهاند .
و چهل و هشت عضله پشت .
و هشت عضله شكم .
و چهار عضله قضيب .
و چهار عضله خايهء مردان ، اما زنان را دو عضله بود .
و چهار عضله مقعد .
و يك عضله مثانه .
و بيست و دو عضلهء حركت رانها ، از هر سرين يازده عضله .
و هيجده عضله حركت ساق از زانو ، هر ساقى را نه عضله .
و بيست و هشت عضله قدمها ، از هر قدمى چهارده عضله .
و پنجاه و دو عضله خرده و انگشتان پاى ، هر پاى را بيست و شش عضله .
و تفصيل نهاد اين عضلات را بسطى عظيم است و حوالهء تحقيق آن به كتب تشريح اولى مىنمايد .
وتر
تكون و طبيعت و منفعت آن از تقريرات سابقه فهم شده .
غشاء
كه آن را پرده گويند و بر سطوح ظاهر اعضا و در احشا گسترده بود . تكون و طبيعت آن از تقريرات سابق معلوم شد . و منفعت آن از روى كليه آن است كه :
نهاد اعضاى را كه بدان پوشيده شده ، بر حال خويش نگاه دارد .
و منع آن سطوح از آفات فى الجمله بكند .
و وصل بعضى اعضاى را كه از عضوى ديگر آويخته شده ، چون گرده ، محكم دارد .
و نيز اعضايى كه حسى ندارد به وسيله غشايى مصاحب ادراك موذى كنند .
و نيز واسطه شود ميان جسم نرم و صلب تا نرم از صلب متضرر نگردد ، چون پردههاى دماغ .
و نيز جدا كنند بعضى اعضا را از بعضى تا در آلام شريك نباشند ، چون غشاء منصف دماغ و نخاع .
و نيز منع حرارت غريزى از تحليل يافتن فى الجمله بكند ، چون صفاق شكم .
و نيز منع وصول بخارات كدر به بعضى اعضاى شريف بكند ، چون حجاب حاجز كه ميان شش و آلت غذا واقع است .
و نيز منع بعضى اعضا از ملاقات فضله غذايى آن بكند چون غشاء عنكبوتى .
و ديگر تحقيق اغشيه به تقريب بيان اعضاى مركبه و معالجات آن واقع شود ان شاء اللّه تعالى .
گوشت
آنچه غير غددى است به طبع گرم و تر بود .