تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
نزيه : جاى خوش آب‌وهوا نسق : روش ، قاعده ، دستور ، رسم نشف : جذب كردن و در خود كشيدن نضج : پختگى و رسيدگى گوشت و خرما و جز آن ، هضم ، گواردن نطرون : بوره ارمنى كه در صنعت صابون‌پزى به كار دارند نطول : آب جوشانيده به داروها كه بر عضو ريزند نعانع : به نظر مىرسد جمع نعنع يا نعناع باشد نقا : ريگ توده نقوع : آنچه از قسم ادويه و ميوه در آب تر كنند ، داروها كه در آب خيسانند نقيع : دارو كه در آب آغارند ( خيسانند ) نكايه : بازكردن پوست ريش را ، مجروح كردن و كشتن دشمن را نكس : بازگشتن بيمارى ، سرنگون شدن نمله : بسيار موذى نوم : خواب نهج : تاسه و دمه از ماندگى و ربو ، ضيق النفس ، تتابع نفس ، به‌شماره افتادن نفس كسى نهوض : برخاستن ، بلند شدن از جاى خوش نيش آيينه زانو : كشكك زانو نيشابورك : گوشه‌اى است در دستگاه شور ، نام نوايى است از موسيقى و نام شعبه‌اى از نوا كه به نواشابور مشهور است ، مقامى باشد از موسيقى

و

وثى : معيوب شدن دست بىآنكه استخوان بشكند وحشى : جانب بيرونى از بعضى اندام وردى : گل سرخ ورس : اسپرك كه گياهى است شبيه سمسم و منبت آن بلاد يمن است وسخ : ريم و چرك وسمه : برگ نيل ، حناى مجنون وعاء : آوند ، باردان ، ج اوعيه

ه

هرم : گياهى است شور ، نوعى از حمض است كه شور مزه است و بيش از انواع ديگر بر زمين گسترده و پهن گردد هريس : طعامى است از گوشت و حبوبات هريسه : از اغذيه مشهور و بهترين حبوبات و لحومى كه از آن ترتيب يابد گندم و گوشت مرغ است . هزال : بيهودگى ، لاغر ، نزار ، نحيف ، قلت گوشت و پيه هيض : شكستن استخوان از پس جبر ، دردى بر دردى ، گرفتار كردن بيمارى كسى را پىدرپى ، بازگردان كردن بيمارى هيضه : بازگردان كردن غم و اندوه يا خوگر شدن بدان ، بازگشتن بيمارى بعد بيمارى ، ناگوار افتادن طعام ، اسهال ، بيرون شدن مواد فاسد ناگواريده با قى يا اسهال با سختى و عنف

ى

يافوخ : محل التقاى استخوان مؤخر سر و يافوخ نگويند مگر وقتى كه صلب و سخت باشد يبس : خشك گرديدن ، خشكى يقايق : ج يقق : پنبه سفيد ، سفيدى
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 362 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين ) / محمدرضا شمس اردكانى / عبدالعلى محقق زاده / زهره ابوالحسن زاده / پويا فريدى