نزيه : جاى خوش آبوهوا
نسق : روش ، قاعده ، دستور ، رسم
نشف : جذب كردن و در خود كشيدن
نضج : پختگى و رسيدگى گوشت و خرما و جز آن ، هضم ، گواردن
نطرون : بوره ارمنى كه در صنعت صابونپزى به كار دارند
نطول : آب جوشانيده به داروها كه بر عضو ريزند
نعانع : به نظر مىرسد جمع نعنع يا نعناع باشد
نقا : ريگ توده
نقوع : آنچه از قسم ادويه و ميوه در آب تر كنند ، داروها كه در آب خيسانند
نقيع : دارو كه در آب آغارند ( خيسانند )
نكايه : بازكردن پوست ريش را ، مجروح كردن و كشتن دشمن را
نكس : بازگشتن بيمارى ، سرنگون شدن
نمله : بسيار موذى
نوم : خواب
نهج : تاسه و دمه از ماندگى و ربو ، ضيق النفس ، تتابع نفس ، بهشماره افتادن نفس كسى
نهوض : برخاستن ، بلند شدن از جاى خوش
نيش آيينه زانو : كشكك زانو
نيشابورك : گوشهاى است در دستگاه شور ، نام نوايى است از موسيقى و نام شعبهاى از نوا كه به نواشابور مشهور است ، مقامى باشد از موسيقى
و
وثى : معيوب شدن دست بىآنكه استخوان بشكند
وحشى : جانب بيرونى از بعضى اندام
وردى : گل سرخ
ورس : اسپرك كه گياهى است شبيه سمسم و منبت آن بلاد يمن است
وسخ : ريم و چرك
وسمه : برگ نيل ، حناى مجنون
وعاء : آوند ، باردان ، ج اوعيه
ه
هرم : گياهى است شور ، نوعى از حمض است كه شور مزه است و بيش از انواع ديگر بر زمين گسترده و پهن گردد
هريس : طعامى است از گوشت و حبوبات
هريسه : از اغذيه مشهور و بهترين حبوبات و لحومى كه از آن ترتيب يابد گندم و گوشت مرغ است .
هزال : بيهودگى ، لاغر ، نزار ، نحيف ، قلت گوشت و پيه
هيض : شكستن استخوان از پس جبر ، دردى بر دردى ، گرفتار كردن بيمارى كسى را پىدرپى ، بازگردان كردن بيمارى
هيضه : بازگردان كردن غم و اندوه يا خوگر شدن بدان ، بازگشتن بيمارى بعد بيمارى ، ناگوار افتادن طعام ، اسهال ، بيرون شدن مواد فاسد ناگواريده با قى يا اسهال با سختى و عنف
ى
يافوخ : محل التقاى استخوان مؤخر سر و يافوخ نگويند مگر وقتى كه صلب و سخت باشد
يبس : خشك گرديدن ، خشكى
يقايق : ج يقق : پنبه سفيد ، سفيدى