اسفيداج رخامى و مردارسنگ و كافور باشد يا اسفيداج ارزيز و لته كتان كوفته و كافور و يا آب لسان الحمل و پرسياوشان و طباشير و گل ارمنى و لعاب اسپغول .
و در جمله چون سوختگى غلبه باشد و از تاب آن حرارتى پديد آيد تسكين آن به شربتهاى خنك و غذاهاى مناسب لازم بود و السّلام .
عرق مدنى
كه در فرس آن را رشته گويند ؛ چنان باشد كه اول بثره پديد آيد و منتفح گردد و آبله شود ، آنگاه سوراخ گردد و از ميان آن چيزى همچو رگى باريك سر بيرون كند و لا يزال دراز مىشود و محل آن درد مىكند و اندك رطوبتى با آن مىترايد و لون آن چركن بود مايل به سفيدى به سياهى و يا سرخى .
و گاه باشد كه اندر زير پوست حركتى اندك از آن فهم شود همچو حركت كرم خرد .
و اكثر بر ساق پاى پديد آيد و بر دست برخى نيز خيلى افتد و كودكان را اكثر بر پهلوى پديد آيد .
و باشد كه يك شخص را چند جاى بر اعضا متفرق پديد آيد باشد كه تا چهل عدد و پنجاه عدد برآيد و جمله علاجپذير بود .
و هرگاه رشته گسسته گردد ، درد آن محل زياده شود .
و باشد كه ورم كند .
و ما دام كه ديگر سر باز بيرون نكند ، درد آن كم نشود و آماس آن به ننشيند .
و ماده آن يا خون سوداوى گرم و پليد بود و يا بلغمى سوخته تيز شده .
و تولد آن از بعضى آبها و از بعضى بقول كه اين خاصيت در آنها باشد امرى مجرب است ؛ چنانكه اندر مدينه الاسلام و هرمز و لار و خوزستان و نواحى مصر و شيرغان و بعضى از نواحى درياى هند و غيره بسيار پديد آيد و در ديگر ممالك نباشد الا نادر .
و بعضى را ديدم كه آن آبها خورده بدين ممالك آمدند و بعد مدتى به رشته برآوردند .
و مردم شيرغان چنان تجربه كردهاند كه از خوردن آبهاى ايستاده كه در آن برگ درختان بسيار افتاده و پوسيده باشد اين مرض پديد آيد .
علاج ترك اسباب بود و تنقيه به فصد باسليق و صافن و مسهل سوداى بلغم فاسد غليظ و برافكندن علق بر آن موضع و استعمال اغذيه ضد ماده و استحمامات متواتر به اعتدال و مداومت دواهاى مقوى چنانكه بارها بدان اشاره شده ؛ و خوردن صبر به دستورى كه در علاج جرب گفته شد مفيد آيد . و طلاى صبر بر محل علت پيوسته هم نافع بود .
و احتياط بليغ بايد كردن تا آن رشته گسسته نشود ؛
و طريق آن است كه ميلى كوتاه نازك از رصاص بسازند و عرق را بر آن اندكاندك مىپيچند و بسته نگاه مىدارند . و هرچند دراز مىشود مىپيچند تا چندانى كه اصل تمام بيرون آيد به خودى خود بىزورى و اگر بر چوبى ثقيل و باريك پيچند هم شايد . و بعد از بيرون آمدن رشته ريش را به دستور اصلاح بايد نمودن و اكثر خود به صلاح آيد همچو دمل بعد بيرون آمدن رشته . و اگر رشته گسسته شود و درد عظيم گردد عضو را همواره در آب سرد يا در آب دريا بايد نهادن و در آن اثنا جواذب منضج معتدل كه در دمل گفته شد طلا كردن تا سررشته باز به زودى پديد آيد . و نطول و طلاى ملعبات و لطوخ روغن بادام و روغن كدو و