و پيش بعضى يك مثقال و زنجبيل و فلفل از هريك دو مثقال نبات شش مثقال مىكنند و باقى را موقوف مىدارند همه را كوفته و پخته هر صباح يكسر انكشت ميل كنند هم
در علاج درد معده
در علاج درد معده چون از سوداء باشد علامتش ترشى دهان و سوزش فم معده است رباعيه
در علت درد معده چون داند كس * كين رنج ز انصباب سوداء شد و بس
بايد كه خورد مسهل و پرهيز كند * از لحم قديد و شبه آن مثل عدس
و بعد از شقيه تعديل مزاج بدواء المسك حلو يا نوشدارو كنند
صفت دواء
صفت دواء
المسك حلو
المسك حلو مرواريد ناسفته و كهربا و مرجان سفيد و ابريشم مقرض در زرنباد و در ولنج عقربى از هريك مثقالى بهمن سرخ و سفيد و سنبل و قاقله و قرنفل و ساذج هندى داشته و جندبيدستر و دارفلفل و زنجبيل از هريك نيم مثقال مشك دانكى همه را كوفته و پخته بعسل كداخته سه وزن ادويه بسرشند و از نيم مثقال تا يك مثقال غلوله كرده فروبرند
صفت نوشدارو
صفت نوشدارو نيز آمله كه عبارت از آمله است كه يكشبانهروز در شير كاو كذاشته باشند و در سايه خشك ساخته صد مثقال در نهصد مثقال آب جوشانند تا سى صد مثقال بماند صاف كنند و به دويست