تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و پيش بعضى يك مثقال و زنجبيل و فلفل از هريك دو مثقال نبات شش مثقال مىكنند و باقى را موقوف مىدارند همه را كوفته و پخته هر صباح يكسر انكشت ميل كنند هم

در علاج درد معده

در علاج درد معده چون از سوداء باشد علامتش ترشى دهان و سوزش فم معده است رباعيه
در علت درد معده چون داند كس * كين رنج ز انصباب سوداء شد و بس بايد كه خورد مسهل و پرهيز كند * از لحم قديد و شبه آن مثل عدس
و بعد از شقيه تعديل مزاج بدواء المسك حلو يا نوشدارو كنند

صفت دواء

صفت دواء

المسك حلو

المسك حلو مرواريد ناسفته و كهربا و مرجان سفيد و ابريشم مقرض در زرنباد و در ولنج عقربى از هريك مثقالى بهمن سرخ و سفيد و سنبل و قاقله و قرنفل و ساذج هندى داشته و جندبيدستر و دارفلفل و زنجبيل از هريك نيم مثقال مشك دانكى همه را كوفته و پخته بعسل كداخته سه وزن ادويه بسرشند و از نيم مثقال تا يك مثقال غلوله كرده فروبرند

صفت نوشدارو

صفت نوشدارو نيز آمله كه عبارت از آمله است كه يك‌شبانه‌روز در شير كاو كذاشته باشند و در سايه خشك ساخته صد مثقال در نهصد مثقال آب جوشانند تا سى صد مثقال بماند صاف كنند و به دويست