تو در سينه ز اندازه بدر * از علت ذات صدر در عين خطر
از اغذيه جوى آب كشك جو و ماش * وز اشربه خواه شربت نيلوفر
صفت شربت نيلوفر
صفت شربت نيلوفر در شوصه تحرير يافت اشارت به آنكه در شوصه و ذات الريه و ذات الصدر اخراج ماده بمسهل نتوان كرد و بحقنه اكتفا بايد نمود رباعيه
اى آنكه كنى به قوت علم و هنر * اخلاط زياده از تن خسته بدر
در شوصه و ذات الريه و ذات الصدر * حقنه كن و نام داروى كارمبر
صفت حقنه
صفت حقنه كه شوصه و ذاتالريه و ذات الصدر را سودمند بود بنفشه و ساق نيلوفر و عنب الثعلب و كل خطمى از هريك دو مثقال عناب و سپستان از هريك سى عدد آلوى بخارا پنج عدد مغز كاجيره نيمكوفته هفت مثقال آب چغندر نيم پياله همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بيست مثقال شيرخشت در آب آن حل كرده و صاف نموده پنچ مثقال روغن كاو به آن اضافه نمايند و نيمكرم حقنه كنند
علاج امراض دل خفقان
علاج امراض دل خفقان يعنى طپيدن دل خواه مادى بود و خواه غير آن
رباعيه
اى در خفقان جسته طريق پرهيز * بشنو ز من اين نكته حكمتآميز
هرجا كه قضا آتش غم افروزد