تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
سوداوى يعنى تبى كه از سوداء باشد خواه ربع لازم يعنى دائمى و خواه دائر كه دو روز تب نكيرد و روز سيّم كيرد و خواه غير آن از تب خمس كه سه روز نكيرد و روز چهارم كيرد و از تب سدس كه چهار روز نكيرد روز پنجم كيرد و از تب سبع كه پنج روز نكيرد روز ششم كيرد و هلم جرا

علامتش

علامتش محكمى نبض و تيركى بول و كرانى اعضاء و فكر فاسد است

رباعيه

سوداوى اكر بود تب از كاوزبان * و از قند و كل بنفشه شربت جوشان هر روز يكى از آن اندر آب * حل مىكن و مينوش تخم ريحان

صفت شربت مذكور

صفت شربت مذكور كاوزبان كوهى و بنفشه كبود از هريك پنج مثقال در يك پياله و نيم آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف و به شصت مثقال قند صافى بقوام آورند و هر صباح يك قاشق در هفت قاشق آب حل كرده دو مثقال تخم ريحان و قدرى كلاب ضم ساخته ميل فرمايند ببايد دانست كه ماده حمى سوداوى اكر سوداى دموى بود فصد بايد كرد و اكر صفراوى يا غير آن بود مسهلى كه مناسب آن باشد بايد داد

صفت مسهلى

صفت مسهلى كه حمّاى سودا ويرا مفيد بود خواه آن سوداء محترق از صفراء بود
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 111 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي