تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

لحم الحمار الاهليه

گوشت خر ضرر وى كمتر بود باصحاب كد و ابدان متخلخل و وى بدتر از گوشت شتر بود در غلظت و ردائت و توليد سودا در وى بيشتر بود و وى بدترين گوشتها بود

لحم ابن عرس

در ابن عرس گفته شد

لحم السنور

گوشت گربه گرم و تر بود و گويند سرد بود درد بواسير را بغايت نافع بود و مسخن گرده بود و درد پشت را نافع بود

لحم السقنقور

در سين گفته شد

لحم الجزور

گوشت شتر بچه بغايت گرم بود و مصلح اصحاب كد و رياضت بود و گويند مصلح اصحاب عرق النسا بود و در آخر تب ربع نيكو بود و وى غذائى غليظ بود غليظتر از مجموع گوشت و سخت‌تر تولد سودا كند و مصلح آن زنجيل مربا بود

لحية التيس

نباتى است كه برومى هوقسطيداس خوانند و بپارسى اسيلخ و به عربى اذناب الخيل و باصفهانى شنك قابض و يابس بود خون بينى ببندد و از آن رحم و مجموع اعضا و نيكوترين آن بود كه تر و تازه بود طبيعت آن سرد بود در اول و خشك بود در سيوم و گويند در دويم و گويند گرم بود در اول اعضا را سخت كند از بهر اين است كه در يرقان مستعمل است و در وى قبضى بود مانند تخم گل و ورق خشك آن ريشهاى كهن را نافع بود و اصل وى چرك گوش را پاك كند و ريش شش را نافع بود و عصارهء وى نفث دم و نزف آن را سود دهد و مقوى معده بود و سودمندترين چيزها بود جهت قرحهء امعا و شكم ببندد و جراحتهاى عظيم باصلاح آورد چون بر آن نهند اگرچه عصب منقطع شده باشد و بدل آن تخم گل و گلنار بود به وزن آن صاحب مخزن الادويه مىنويسد : لحية التيس لغت عربى است در ماهيت آن اختلاف است مالقى و بغدادى و انطاكى و غير اينها گفته‌اند نباتيست مجعد و بر روى زمين مفروش و از زمين بلند نمىشود و برگ آن شبيه ببرگ گندنا و مردم آن را مىخورند و مداوا به آب آن مىكنند و همين لحية التيس حقيقى است و نزد عرب و اهل شام و شرق و دياربكر مسمى به اذناب الخيل و نزد عامه اندلس به سقواس است و به فارسى اسلنج و باصفهانى سنگ و الاشنك نيز نامند ديسقوريدوس آن را قسوس ناميده و بعضى مردم قسادق و قسارت نيز خوانند . . . بيرونى تحت عنوان ذنب الخيل از قول ابو حنيفه مىنويسد : آن را لحية التيس گويند بلغت سريانى و گويند كرفس كوهى است

لحيانى

دينسافوس است و گفته شد

لحية الحمار

پرسياوشان است و گفته شد