تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

لحم الجاموس

گوشت گاوميش غليظترين گوشتها بود و كيموس بد دهد و دير هضم شود و در معده ثقيل بود و در طبيعت سرد و خشك بود و در جنب گوشتهاى گرم و وى در طبع مانند گوشت نعام بود و سنور

لحم الخصى من الحيوان

گوشت خصى كرده بهتر از گوشت خصى ناكرده بود چون حيوان مزاج وى به خشكى مايل بود و نيكوترين آن خولى ضان و معز بود و فاضل‌ترين آن بود كه ميان فربهى و لاغرى بود بلكه وى فاضل‌تر از همه گوشتها بود و گرمى وى كمتر از خايه‌دار بود و زودهضم شود و خون معتدل از وى متولد شود و فربه آن مرطب بدن بود و ملين طبع و لاغر آن لاغرى آورد و با وجود آنكه مجموع گوشتها چنين بد بود و خون غليظ سوداوى از وى متولد شود آهوبره بدى كمتر داشته باشد و نيكوترين آن خشف بود و طبيعت آن گرم و خشك است و قولنج را سود دهد و فالج را و مصلح بدنى بود كه فضول بسيار داشته باشد و وى مجفف و مسخن بود و مصلح وى ادهان و حموضات بود

لحم الارنب

گوشت خرگوش بعد از گوشت آهو بهترين گوشت صيد بود و نيكوترين آن بود كه سگ صيد كرده بود و طبيعت آن گرم و خشك بود و در مرق گوشت وى صاحب نقرس و مفاصل را نشستن نزديك به منفعت مرق ثعلب بود و گوشت بريان كرده وى قرحه امعا را نافع بود و شكم ببندد و فربهى را نافع بود و بول براند و مصلح وى ابازير ملطف بود

لحم الايل

گوشت گاو كوهى اصلا بد بود و بول براند و وى غليظ بود و تب ربع آورد

لحم الكباش و الحمار الوحشيه

گوشت گوسفند كوهى و خرگور طبيعت ايشان گرم و خشك بود در سئوم غذاى بد دهد عسر الهضم بود و لحم الكباش سودمند بود جهت كسى كه ذراريح خورده باشد

لحم القنافذ

در قنفذ گفته شد

لحم الخيل

گوشت اسب مصلح اصحاب تب سخت و رياضت قوى بود و ابدان متخلخل و وى مانند گوشت شتر بود در غليظى و ردائت و توليد سودا

لحم الدب

گوشت خرس لزج و مخاطى و عسر الهضم بود و غذاى بد بغايت مذموم از وى متولد شود

لحم السباع و ذوات المخاليب

گوشت دد و دام بواسير را و چشم را سودمند بود و قوت آن بد بود