تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

غلقا

غلقه گويند و مؤلف گويد آن گياهى است كه به كبر ماند و ساق وى گرد باشد و در صحراى شيراز بسيار بود و از همه يتوعات معتبرتر بود و شير بسيار دارد و هر شمشير و كارد كه به شير وى آب دهند بهركس كه رسد بميرد و شير وى بر قوبا ماليدن زايل كند

غليجن اغربا

مشك طرامشيع گويند و گفته شود

غلوفريا

اصل السوس است و معنى آن بيونانى اصول الحلوة بود

غملول

ثمول بود و آن قثا برى بود و گفته شود

غمام

اسفنج البحر است و گفته شد

غثقيل

بضم غين شلجم است و گفته شد

غوشنه و غويشه

نوعى از كماة و فطر است و صاحب جامع گويد در زمين بيت المقدس بسيار بود و در آنجا بكريشه خوانند و چون خشك بود بدان جامه بشويند و در حموضات خورند و طبيعت آن سرد و تر بود در درجه اول و چنان سرد نبود كه كماة و آن خلط بد كه از كماة حاصل شود از وى حاصل بشود صاحب تحفه مىنويسد : عوشنه نوعى از فطر است بلغت ماوراء النهر كه بتركى كبلك نامند و بهتر از اقسام فطر و موافق محرور المزاج و مضر معده و مصلح آن مرباى زنجبيل و گلقند است

غوك

ضفدع است و گفته شد

غيم

غمام است و گفته شد و الله اعلم