غلقا
غلقه گويند و مؤلف گويد آن گياهى است كه به كبر ماند و ساق وى گرد باشد و در صحراى شيراز بسيار بود و از همه يتوعات معتبرتر بود و شير بسيار دارد و هر شمشير و كارد كه به شير وى آب دهند بهركس كه رسد بميرد و شير وى بر قوبا ماليدن زايل كند
غليجن اغربا
مشك طرامشيع گويند و گفته شود
غلوفريا
اصل السوس است و معنى آن بيونانى اصول الحلوة بود
غملول
ثمول بود و آن قثا برى بود و گفته شود
غمام
اسفنج البحر است و گفته شد
غثقيل
بضم غين شلجم است و گفته شد
غوشنه و غويشه
نوعى از كماة و فطر است و صاحب جامع گويد در زمين بيت المقدس بسيار بود و در آنجا بكريشه خوانند و چون خشك بود بدان جامه بشويند و در حموضات خورند و طبيعت آن سرد و تر بود در درجه اول و چنان سرد نبود كه كماة و آن خلط بد كه از كماة حاصل شود از وى حاصل بشود
صاحب تحفه مىنويسد : عوشنه نوعى از فطر است بلغت ماوراء النهر كه بتركى كبلك نامند و بهتر از اقسام فطر و موافق محرور المزاج و مضر معده و مصلح آن مرباى زنجبيل و گلقند است
غوك
ضفدع است و گفته شد
غيم
غمام است و گفته شد و الله اعلم