صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بضم شين و سكون حا و ضم را و سكون واو و را در آخر لغت عربيست و بتركى قراطارخ و باصفهانى غوغار و بمازندرانى توكاور نامند در ماهيت آن اختلاف است اكثرى گفتهاند طايرى است سياه بجثه قمرى و منقار و پاهاى دراز و زرد مايل بسرخى . . .
شحم
نيكوترين پيه آن بود كه از حيوان فربه و مستكمل گيرند طبيعت آن گرم بود و تر و مختلف بود باختلاف حيوان كه از وى گيرند و ترى وى كمتر از سمين بود از بهر آنكه بگدازند زودتر از وى بسته شود و گويند خشك است سودمند بود جهت خشونت حلق ليكن مرخى و مغثى و مدخن بود و دفع مضرت وى به ليمو يا نمك كنند زنجبيل و راسن محلل
شحم البط
گرمتر از پيه مرغ بود بغايت لطيف بود چون بموم روغن سازند و بر روى مالند جلا دهد
شحم الدجاج
گرمى وى كمتر از پيه بط بود و از آن خروس ميانه بود و پيه مرغ خشونت زبان و درد رحم را نافع بود
شحم الاوز
داء الثعلب را سودمند بود و شقاق لب و روى را نافع بود
شحم الارض
صاحب منهاج گويد قطن است و گفته شود و صاحب جامع گويد خراطين بود و مؤلف گويد خراطين را امعاء الارض خوانند و گفته شد
شحم الفيل
گرم بود چون بر خود مالند گزندگان بگريزند
شحم الايل
بغايت گرم بود تشنج را سودمند بود و چون لطوخ كنند گزندگان بگريزند
شحم الاسد
گرمترين شحمها بود ترى وى گرمتر بود و خشكى زياده و بقوتتر و جهت تحليل اورام غليظ و صلب سودمند بود
شحم الحمار
نافع بود جهت اثرها كه در پوست بود و سوختگى آتش
شحم الحمار الوحشى
با روغن قسط جهت درد پشت نافع بود چون از باد بود