تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بضم شين و سكون حا و ضم را و سكون واو و را در آخر لغت عربيست و بتركى قراطارخ و باصفهانى غوغار و بمازندرانى توكاور نامند در ماهيت آن اختلاف است اكثرى گفته‌اند طايرى است سياه بجثه قمرى و منقار و پاهاى دراز و زرد مايل بسرخى . . .

شحم

نيكوترين پيه آن بود كه از حيوان فربه و مستكمل گيرند طبيعت آن گرم بود و تر و مختلف بود باختلاف حيوان كه از وى گيرند و ترى وى كمتر از سمين بود از بهر آنكه بگدازند زودتر از وى بسته شود و گويند خشك است سودمند بود جهت خشونت حلق ليكن مرخى و مغثى و مدخن بود و دفع مضرت وى به ليمو يا نمك كنند زنجبيل و راسن محلل

شحم البط

گرم‌تر از پيه مرغ بود بغايت لطيف بود چون بموم روغن سازند و بر روى مالند جلا دهد

شحم الدجاج

گرمى وى كمتر از پيه بط بود و از آن خروس ميانه بود و پيه مرغ خشونت زبان و درد رحم را نافع بود

شحم الاوز

داء الثعلب را سودمند بود و شقاق لب و روى را نافع بود

شحم الارض

صاحب منهاج گويد قطن است و گفته شود و صاحب جامع گويد خراطين بود و مؤلف گويد خراطين را امعاء الارض خوانند و گفته شد

شحم الفيل

گرم بود چون بر خود مالند گزندگان بگريزند

شحم الايل

بغايت گرم بود تشنج را سودمند بود و چون لطوخ كنند گزندگان بگريزند

شحم الاسد

گرمترين شحمها بود ترى وى گرمتر بود و خشكى زياده و بقوت‌تر و جهت تحليل اورام غليظ و صلب سودمند بود

شحم الحمار

نافع بود جهت اثرها كه در پوست بود و سوختگى آتش

شحم الحمار الوحشى

با روغن قسط جهت درد پشت نافع بود چون از باد بود