تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

شجرة الكلف

اصابع الاصفر است و گفته شد

شجرة البق

قثابرى بود و گفته شود

شجره ابى مالك

در دمشق صابون القاف گويند و آن نباتيست كه در محلهاى نمناك رويد در ميان نهرها و بيخ آن در جامه پاك كردن مانند صابون بود و مؤلف گويد آن نوعى از گليم‌شوى بود و صفت گليم‌شوى در باب الف در اصل العرضيثاث گفته شد و بيخ آن مره سودا بود و اسهال برفق و سودمند بود جهت مجموع زخمها حتى جذام

شجره الدب

زعرور بود باقى اقوال كه گفته‌اند خلاف است

شجره الدبق

درخت سپستان بود و گفته شد

شجرة التيس

طراغيون بود و گفته شود

شجرة البراغيث

طباق بود و گفته شود

شجره مريم

صاحب جامع اقوال مخالف يكديگر بسيار آورده و بتحقيق نكرده و صاحب منهاج تصريح كرده كه بخور مريم است و گفته شد

شجرة الفار

وهم است طبيعت وى گرم و خشك بود در سئوم و منفعت وى در غار گفته شود

شحرور

صاحب منهاج گويد بهترين وى كوچك بود و گوشت وى گرم و خشك بود و دشخوار هضم شود غذاى بد بدهد خون گرم و خشك از وى متولد شود و روغن بسيار مضرت وى كم كند و صاحب جامع گويد از قول رازى كه گوشت وى تر بود و كيموس وى محمود بود و زود هضم شود و فراطيس روحانى گويد بدرستى كه فاضل‌ترين غذاى اصحاب ماليخوليا بود بپارسى آن را در خوانند و از مرغان خوش‌آواز بود