تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
هر دو نوع بر سر زخم بچسبد تا سم خنثى گردد

حجر هندى

نوعى از شادنج بود و بپارسى شادنهء هندى گويند خون كه از مقعد آيد نافع بود و بواسير را سود دهد و چون بياشامند گزندگى عقرب را نافع بود

حجر بلور

سنگ بلور چون بر كسى بندند كه در خواب ترسد ديگر نترسد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سنگى است معروف و سفيد و شفاف و از شيشه صلب‌تر و شفاف‌تر و از آن نگين و تسبيح و ظروف آب خوردن و عينك و غيرها سازند

حجر حديدى

خماهان بود و صندل حديدى خوانند و آن دو نوع بود نر و ماده و در خماهان گفته شود

حجر الرحى

بپارسى سنگ آسيا خوانند خنك بود چون گرم كنند و سركه بر وى ريزند بخار آن منع خون رفتن بكند از ورمهاى گرم

حجر الديك

سنگى بود كه در شكم خروس باشد و آن به قدر باقلا و كوچكتر هم بود بلون آبگينه شفاف بود نزديك به بلور و اگر به آب بشويند و آن آب به كسى دهند كه تشنه بود نافع بود و تشنگى بنشاند و غم و اندوه ببرد

حجر المثانه

سنگى است كه در مثانه آدمى بازديد شود چون بخورند سنگ مثانه بريزاند جالينوس منكر اينست و گويند سنگ گرده بريزاند و گويند چون سحق كنند و در چشم كشند سفيدى زايل كند

حجر النار

حجر الاصم و حجر الزناد نيز گويند و آن چند نوع بود سفيد و سياه و سرخ و طبيعت وى سرد بود بغايت ارسطاطاليس گويد اگر زنى دشخوار زايد در خرقه بسته بر ران زن بندند آسان بزايد بفرمان خداى تعالى چون سحق كنند مانند غبار و بر خنازير پاشند خشك كند و پاك گرداند و همچنين بر ريشى دشخوار و دملى كه باشد و بهر عضو كه بود بپاشند نافع بود و آن را بپارسى سنگ آتش نامند صاحب مخزن الادويه اضافه مىكند كه : حجر النار را به فارسى سنگ آتش‌زنه و چقماق گويند

حجر الحمام

سنگى است كه در ديك حمام حاصل مىشود و چون در ابتداى سرطان ضماد كنند نافع بود و بهترين معالجه سرطان كه در رحم پيدا شود اين است

حجر البقر

در مصر آن را خرزة البقر خوانند و آن را گاو زهرج و گاو زهره خوانند در ميان زهرهء گاو بود و گويند در شيردان بود و در
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 114 | علي بن حسين انصارى شيرازى / محمد تقى مير