سهوى بيند دامن عفو برو پوشد و همچنين توقع است به كرم متأمل كه اين ضعيف در حال جمع كردن اين كامل الآداب نبود و سال به بيست نرسيده و اثر محاسن بر عارض او نو پيدا آمده و با همگى دل و جان طالب ادب ، سهل اللّه له و جعله من عباده الصالحين .
اكنون ابتدا كنيم به ياد كردن شكر و سپاس بار خداى را كه مرا هدايت دادى تا هم در كودكى تأليفى سازم تا ابد يادگار ماند و توفيق دريغ نداشتى .
اى آنكه خدايى ، و ترا نيز نزيبد * مانند و نظير و زن و فرزند و قبايل « 1 »
جز تو كه « 2 » تواند كه كند در همه عالم * آن لاله ز اين ژاله ، آن گل ز چنين گل
اندر دو جهان گر نه كرمهاى تو بودى * كس را نبدى « 3 » جز به ضلالات منازل
در سال ده و هشت به نظم چو جواهر * در سلك ظهور آمده است از صدف دل
اى پاك و منزه كه ترا هست سزا حمد * وى گفتن حمد تو به اقبال مقابل
تا هست ترا فضل و كرم بىحد و بىمر * تا نيست ترا حاجت « 4 » اقران و اماثل
مقدار همه ملك تو شكر تو خدايا * زين بندهء محروم سيه توشهء غافل
گر معصيتى كرد به فضل تو خدايا * اندر گذرانش كه بد او كودك و جاهل
« 5 »
هامش
( 1 ) . اين بيت در نسخهء « د » نيست .
( 2 ) . اصل : كى .
( 3 ) . اصل : نبودى .
( 4 ) . اصل : حاجت و .
( 5 ) . در نسخهء « د » اين بيت اضافه است :با بنده جمال و كرمت گر نبدى جفت * اى از كرم تو شرف و جاه افاضل