پادشاهى نهد ، خدمت صدرى كه ملك از فلك هر زمان به نيابت اين ضعيف اين ابيات برخواند :
اى ز كرم گشته به عالم سمر * وى ز سخا كرده تهى گنج خور
ظلم ز ديدار تو بر بست روى * عدل به اقبال تو بگشاد در
شد ز سخاى تو زمين پر ثنا * شد ز عطاى تو جهان پر گهر
بحر بود گوش زمين چون شنيد * مدحت تو گشت مكان درر
گوش قمر گر شنود مدح تو * گويد : « العيش الا ما قصر »
پيش ثناى تو عطارد ز رشك * رقصكنان خامه زند بر جگر
چون به ثناى تو زنم دست من * پاى همى كوبد زهره به سر
پيش خور ار مدح تو خواند كسى * صلب ازو يابد و نور از قمر
گر بر بهرام ثنايت رسد * خيزدش از تيغ شرنگى شكر
طالع سعد آيدش از مشترى * آنكه ببندد ز ثنايت كمر
اسم زحل تا به نحوست بود * باد به اعداى تو از نحس اثر
) « 1 »
بنده جمالى به ثنا گفتنت * باد ز اقبال منور بصر
تا گذرد روز و شبت « 2 » اى كريم * از سر اقبال مبادت گذر
( و سپرى شد اين كتاب در هنگامى كه شاخ درختان چون رمح اعرابى عريان بود و باد خزان بر اطراف عالم پران ) « 3 » فى يوم الخميس « 4 » من شهر اللّه المبارك ( الاعظم ) « 5 » رمضان سنة ثمانين و خمسمائة من هجرة النبى « 6 » محمد عليه الصلاة و آله « 7 » ( در وقتى كه قرص آفتاب از ميان سرو [ ى ] بزغالهء گردون مىتابيد و جرم ماهتاب / 7 / از پلهء ترازوى فلك مىرخشيد در روز ارديبهشت من ماه دى سنهء مذكوره به همت همايون مخدوم ملك الوزراء ادام اللّه اقباله كه ايزد عز و جل سايهء اقبال او را بر من ضعيف پاينده داراد و آفتاب شفقت و حمايت بر من تابنده ، بجاه محمد و آله .
سزد از عواطف اشرف مخدومى كه اين خدمت قبول فرمايد و اگر در آن لهوى و
هامش
( 1 ) . تا اينجا در نسخهء « ك » نيست .
( 2 ) . ك : تا گذر روز و شبست .
( 3 ) . ميان دو هلال در نسخهء « م » نيست .
( 4 ) . م : در روز پنجشنبه .
( 5 ) . ميان دو هلال در نسخهء « م » نيست .
( 6 ) . اصل : الهجرة .
( 7 ) . م : من هجرت سيد الانبياء عليه السلام .